تبليغاتX
حسنی سعادت

حسنی سعادت

فرهنگی سیاسی اجتماعی

قاراپط جديدالاسلام و موشه عبدالباسط

امروز از اون روزهاي بي خبري بود، البته عزرائيل يک دوري اطراف قم و تهران زد و رفت، ولي مثل اينکه خوشبختانه کاري نکرد. فعلا در شهر مثل سابق از امن و امان خبري نيست، همه چيز نصفه نيمه اتفاق مي افتد و هست و نيست. تقريبا اکثر بينندگان عزيز از ديدن برنامه « به اسم دموکراسي» احساس رضايت داشتند. فقط معلوم نيست اين برنامه را چرا تلويزيون آمريکا پخش نکرد و تلويزيون ايران پخش کرد؟ فرض کنيد اين برنامه را آمريکايي ها توليد کرده بودند و مي خواستند به ايراني ها بگويند که ما مي خواهيم به ايران دموکراسي بياوريم، احتمالا تلويزيون ايران يک برنامه مي ساخت و اثبات مي کرد که تمام اظهارات کيان تاجبخش و هاله اسفندياري و رامين جهانبگلو دروغ است و آمريکايي ها مي خواهند به ايران حمله نظامي کنند و يک حکومت ديکتاتوري بياورند تا کنترل منطقه را در دست بگيرند. خبرگزاري بازتاب هم به پخش اين برنامه اعتراض کرد و محسن رضايي هم رسما اعلام کرد که «آمريکا از براندازي جمهوري اسلامي نااميد شده است.»

مرگ آيت الله مشکيني

خبرگزاري انتخاب در عرض دو روز دو گاف سنگين داد، البته زياد چيز مهمي نيست، همه ماها ايراني هستيم، از اين کارها مي کنيم، عجله هم چيز خوبي نيست، خبرها را مثل بي بي سي بهتر است اول بررسي دقيق کنيم و بعد از اينکه مطمئن شديم لزومي ندارد بدهيم، چون همه از آن خبردار شده اند. آيت الله مشکيني هنوز زنده است و البته پزشکان گفته اند که فعلا همان حال قبلي را دارد. البته اگر ايشان فوت کند، کمي قمر اوضاع زودتر از موعد مقرر به عقرب مي رود. از طرف ديگر خبر مرگ خانم سيمين دانشور که انشاء الله قدش سر چشم برادر شوهرش بيايد، اعلام و تکذيب شد. حال سيمين خانم هم خوب نيست و فعلا در اغماست. به نظر مي رسد عزرائيل هم مثل علي لاريجاني در حال بلاتکليفي است و نمي داند چکار کند. ما که به مرگ هيچ کسي راضي نيستيم. خيلي سانتي مانتال شدم و انسان خوبي به نظر مي رسم، نه؟

دانشجو بيدار است، از زندگي بيزار است

اين مامان قهوه اي ها هم ول نمي کنند. من نمي دانم چه گيري است که به اين بچه هاي دانشجو دارند مي دهند؟ به نظر مي رسد جمهوري اسلامي حال مي کند که تمام کشور بشود يک مجموعه درگيري سنگين خياباني و سنگربندي و بزن و بکش، مثل لات هايي که تا کتک نزنند يا نخورند حال شان خوب نمي شود. فعلا هشت دانشجو در زندان انفرادي هستند و پنج نفرشان اعتصاب غذا کرده اند. گفته مي شود که دارند به عبدالله مومني فشار مي آورند که مصاحبه تلويزيوني کند. احتمالا دارند دنبال سناريو نويس مي گردند که تحکيمي ها را يک جوري به لخ والسا وصل کنند، فعلا همه سناريو نويسان گرفتارند و وقت ندارند. دادخواه وکيل زندانيان گفت: «نمي توانم با دانشجويان بازداشتي ملاقات کنم.» آگاهان گفتند: البته همين طوري پيش برود ممکن است با آنها ملاقات کنيد، ولي ديگر کسي با شما نتواند ملاقات کند. البته دانشگاهها هم گرفتاري عجيب و غريب دارند. اين آقاي عميدزنجاني رئيس دانشگاه تهران هم مثل اينکه خيلي حالش خراب است. عميد زنجاني در يک اظهار نظر شگفت انگيز و غيرمترقبه که به هرکسي در دنيا بگوئي از خنده کف زمين مي افتد و بايد با کاردک جمعش کني، گفت: «نشريات دانشجويي از ادبيات طنز استفاده نکنند.» يکي از مشاورين رئيس دانشگاه تهران گفت: دانشجويان بايد چيزهايي بنويسند که رئيس دانشگاه آنها را بفهمد، وگرنه ممنوع است.

خدا به خير بگذراند

از طرف ديگر يک خبر عجيب و غريب رسيده که نمي دانم چطوري مي شود نگاهش کرد. خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگار مريواني گفته است که وي به اعدام محکوم شده است. البته ممکن است از همين تهديدهايي باشد که توي زندان مي کنند که آدم را بترسانند، ولي فعلا با اين بالا زدن هاش خون قوه قضائيه معلوم نيست شوخي شوخي از اين کارها هم بکنند. البته اگر قضيه کمي جدي تر شد بايد همه فشار سنگين بياورند که پي قضيه را ول کنند. ياد روزهاي قبل از ارديبهشت و خرداد سال شصت آدم مي افتد که عده اي آدم عاقل در حکومت داشتند جلوي کشيده شدن درگيري ها به خون و خونريزي را مي گرفتند، از آن طرف لاجوردي و دوستان در اوين منتظر يک بهانه بودند که وارد سرکوب سنگين شوند. خدا بخير بگذراند.

خاتمي: هرگز هرگز هرگز

البته اگر بخواهد بشود هم نبايد از حالا خبر بدهد، وگرنه نمي گذارند نفس بکشد. نفس هم نکشد که نمي شود، آن وقت نمي تواند حرف بزند و کاري بکند. محمد خاتمي براي هزارمين بار در حالي که مواظب بود انگشترش از دستش درنيايد و کسي دست به طرفش دراز نکند، اعلام کرد: «در دو انتخابات آتي کانديدا نمي شوم.» آگاهان گفتند: « تا انتخابات سومي هم که ما به گوگوش راي مي دهيم و ديگر مزاحم شما نمي شويم.» خاتمي، همچنين براي راحت کردن خيال کليه امت شهيدپرور و معمولي اعلام کرد: «محوريت جبهه اصلاحات را هم برعهده نمي گيرم.» فعلا با اعلام اين موارد در زيرزمين اصولگرايان مراسم عقد و عروسي همزمان برگزار مي شود، ولي فعلا عروس رفته بود گل بچيند، وسط راه بنزينش تمام شده و کارت سوخت هم ندارد. از همه اينها گذشته برادر حسينيان معروف به خسرو خوبان، از مشاورت احمدي نژاد استعفا داد تا به دليل جذابيت هاي فراوان، خوشنامي، سابقه خوب، چهره دلنشين و نظرات جالبش نامزد انتخابات مجلس شود. از کليه کساني که براي راي دادن مي روند خواسته مي شود از همراه بردن داروي نظافت يا رفتن به حمام خودداري کنند.

ديجيتال فرصت است يا تهديد؟

جدا ما خيلي آدمها بدي بوديم، چرا هر وقت اين معاون اول مي خواست برود توي اينترنت ما برايش محدوديت بوجود آورديم و جلوي همه سايت هايي را که مي خواست وارد آن بشود گرفتيم؟ مگر اين معاون اول عزيز چه کرده بود که ما اين همه تهديد در اينترنت براي او بوجود آورديم؟ واقعا دلمان آمد که سرعت اينترنت اين بنده خدا را آنقدر محدود کنيم که يک عکس احمدي نژاد را که مي خواهد داونلود کند، يک ساعت طول بکشد؟ چرا؟ معاون اول رئيس جمهور گفت: «قابليت هاي عرصه رسانه هاي ديجيتالي يک فرصت است، نبايد آن را تهديد فرض کرد.» آگاهان گفتند: داداش! ما که تهديد نکرديم، شما خودت تهديد کردي، جوري حرف مي زني انگار ما شما رو آره. البته مشکلات معاونين و مشاورين رئيس جمهور در ابعاد مختلف ادامه داشت، شمقدري که درباره اش اين شعر سروده شده است که «آن فيلم که از هنر بري بود، طوفان شن شمقدري بود» درباره اظهاراتي که در مورد جدايي احمدي نژاد( در نقش آقا داماد) و صفار هرندي( در نقش عروس تعريفي) کرده بود، تاکيد کرد که سخنانش تحريف شده و علاوه بر آن خواستار پيگرد قضائي عوامل انتشار بخش هايي از نامه خيلي محرمانه رئيس جمهور شد.

قرآن عبري و دعاي کميل ارمني

من فکر مي کنم اصولا مسلمين اعم از شيعه و سني از مسلمان شدن مسلمانان نااميد شده و فکر مي کنند اگر اين مسلمان هاي موجود را يک جوري از سرخودشان بازکنند، در عوض از ميان مسيحيان و يهوديان، مسلمانان جديد انتخاب کنند، دردسرش کمتر است. بدبختي اين است که مسلماناني مثل ايرانيان و عرب هاي سعودي و مصر و لبنان و عراق و غيره دارند همه وعده هايي را که در بهشت به آنها داده شده (شامل همه کمک هاي مالي و جنسي) در همين دنيا دارند انجام مي دهند که وقتي مي روند جهنم دور هم باشند، بد نگذرد. همه حقه بازي ها و پدرسوختگي ها را هم ياد گرفتند و از هر صدتاشان دو تا هم مسلمان درست و حسابي در نمي آيد. در همين راستا هفته قبل اعلام شد که دعاي کميل به زبان ارمني در ارمنستان منتشر شد. امروز هم اعلام شد که عربستان سعودي قصد دارد بزودي يک قرآن به زبان عبري منتشر کند. آگاهان در همين رابطه شديدا هشدار داده و گفتند: در ميان مسلمانان هيچ موجودي خطرناک تر از کسي که تازه ايمان آورده و تجربه زندگي در ميان مسلمين ندارد، نيست. اگر يک دفعه يکي گفت من قاراپط چديدالاسلام يا موشه عبدالباسط هستم، فورا فرار کنيد که ممکن است موج انفجارش شما را هم بگيرد.

امروز، بازي سرنوشت

بازي هاي ديروز تقريبا همان طوري پيش رفت که گمان زده مي شد. ديروز عراق بر ويتنام پيروز شد تا در مقابل برنده بازي ايران و کره جنوبي که امروز برگزار مي شود، قرار بگيرد. در عوض عربستان سعودي هم با ازبکستان مسابقه مي دهد. ژاپن هم استراليا را با پنالتي باز هم حذف کرد. اين استراليايي ها هم از وقتي وارد قاره آسيا شدند شانس ندارند.

هري پاتر و قديسان مرگ

ديروز رفتيم ديدن «هري پاتر و محفل ققنوس» خيلي باحال بود. فکر کنم بيست بار ديگر ببينمش. فکر نمي کنم هرگز رمان و سينما اينقدر به هم نزديک شده باشند. از طرف ديگر « هري پاتر و قديسان مرگ» هم وارد بازار شد و مثل توپ صدا کرد. منتظرم ترجمه اش زودتر بشود و برسد و نخوانم. فعلا اصلا دلم نمي خواهد بدانم که آخرش چه اتفاقي مي افتد، براي خودم سهميه بندي مي کنم، روزي پنجاه صفحه بيشتر نمي خوانم. البته اين هم از آن قول هايي است که احتمالا زيرش مي زنم. اعلام شد که تا ديروز 325 ميليون جلد از مجموعه هري پاتر در دنيا به فروش رفته است و اين کتاب ها به 64 زبان از جمله فارسي ترجمه شده. و يک پيام به خانم رولينگ دارم که اگر هري پاتر آخرش مرده باشد، من هم يک رمان مي نويسم و خانم رولينگ را مي کشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 17:12  توسط حسنی سعادت  | 

انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود منحل شد

انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود سر انجام پس از حدود يك سال بلا تكليفي با حكم هيات منصفه اين دانشگاه منحل شد.اين انحلال در پي حكم "لغو مجوز"اين تشكل دانشجويي رخ داد.

از زمان آغاز فعاليت دولت نهم فشارهاي بسياري بر انجمن هاي اسلامي و تشكل هاي دانشجويي وارد آمده است و اكنون تقريبا تمام انجمن هاي اسلامي دانشگاههاي ايران يا لغو مجوز شده و يا در مسير فعاليت با مشكل مواجه هستند.

لغو مجوز فعاليت انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود پس از آن رخ داد كه اين تشكل در زمستان گذشته اقدام به برگزاري انتخاباتي كرد که مورد تائيد قرار نگرفت. هيات منصفه و هيات نظارت دانشگاه ها بايد بلافاصله پس از برگزاري هر انتخابات دانشجويي تاييد و يا رد آن را اعلام كنند، اما اين مساله با حدود 6 ماه تاخير مواجه شد.

تخلف داشت

سهراب ميرزايي دبير هيات نظارت دانشگاه شاهرود ضمن اعلام اين خبر مي گويد: "پيرو جلسات 13 خرداد ماه و 9 تير ماه سال جاري با تقاضاي انجمن اسلامي دانشجويان، هيات نظارت دانشگاه از آنجاكه با استناد به ماده10 آيين‌نامه تشكل‌هاي اسلامي دانشگاهيان شكايات و گزارشاتي را مبني برعدم رعايت و تخلف از ماده 9 و بند ب ماده 19 اساسنامه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه دريافت كرده بود، ‌درجلسه 12 تير ماه خود مقرر كرد موضوع با حضور اعضاء هيات منصفه طرح و مورد رسيدگي قرار گيرد. از اين رواين جلسه در روز شنبه 23 تيرماه تشكيل و پس از طرح شكايات واصله و استماع دفاعيات دبير انجمن اسلامي دانشجويان، هيات منصفه پس از شور، تخلف از ماده 9 و بند ب ماده 19 اساسنامه انجمن را محرز دانست".

اما با توجه به ماده 19 آيين‌نامه درصورتي كه انجمن اسلامي به راي صادره اعتراض داشته باشد مي تواند ظرف مدت10 روز از تاريخ ابلاغ، اعتراض خود را به صورت كتبي به هيات نظارت دانشگاه تحويل دهد تا جهت رسيدگي به هيات نظارت مركزي ارسال شود.

اشكان مدني دبير شوراي مركزي اين انجمن ضمن تائيد خبر لغو مجوز انجمن اسلامي مي گويد: "اين حكم مبناي حقوقي ندارد. در اساس‌نامه‌ انجمن اسلامي به صراحت وظايف شوراي مركزي برشمرده و در آن مساله‌ حضور در دفتر تحكيم جز حيطه‌ مركزي نامبرده شده است".

وي در ادامه در مورد علت لغو مجوز اين انجمن، اضافه مي كند: "تنها به دليل حضور انجمن درنشست سالانه دفتر تحكيم وحدت اين انجمن لغو مجوز شد".

پاسخ تغيير خط مشي

انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود كه تا انتخابات دي ماه گذشته از زير مجموعه هاي طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت بود، پس از اين انتخابات دوباره به بدنه طيف علامه دفتر تحكيم وحدت بازگشت و در نشست انتخاباتي اين تشكل دانشجويي در 18 اسفند ماه 1385 نيز شركت كرد.

انجمن اسلامي اين دانشگاه در پي لغو مجوز و در اعتراض به اين مساله بيانيه اي صادر كرده که در آن آمده است: "پروژه حذف صداي منتقدان دانشجويي از فضاي سياسي کشوربا انحلال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود ادامه يافت وسناريوي انحلال انجمن كه توسط برخي نهادها در دانشگاه شاهرود تنظيم و با همکاري نهادهاي امنيتي موازي تکميل شده بود، توسط رئيس انتصابي دانشگاه و نماينده رهبري در دانشگاه صنعتي شاهروداجرايي شد".

اين بيانيه ضمن تا كيد بر اين مساله كه بدون شك اين اقدام در راستاي تحديد فضاي سياسي دانشگاهها و در ادامه دستگيري اعضاي شوراي مرکزي و عمومي دفتر تحکيم وحدت در هجدهم تير ماه، توقيف خبرگذاري ايلنا و پلمپ دفتر ادوار تحکيم است، مي افزايد: "اين اقدامات نابخردانه ناشي از آن است كه برخي حاکمان عقلانيت سياسي خويش از دست داده اند و ديوانه وار بر دانشجويان مظلوم ميتازند، غافل از آنکه جنبش دانشجويي ايران، انجمن هاي اسلامي سراسر كشور و دفتر تحکيم وحدت همچنان زنده است و پويا تر از گذشته به نقد استبداد و تحجر خواهند پرداخت".

بيانيه اين انجمن اعلام مي كند: "به حاکمان جمهوري اسلامي هشدار ميدهيم نسل ما آخرين نسل از دانشجويان خواهد بود که با مشي انتقادي و با تکيه بر وجوه دموكراتيك قانون اساسي با شما سخن ميگويد و به يقين ديگران پس از ما راههاي ديگري را بر خواهند گزيد که بدون شك دود آن اول به چشم خود شما خواهد رفت. برادرانه شما را به پايان دادن به اين رفتارهاي ظالمانه نصيحت مي كنيم. بدانيد كه ملك و حكومت با كفر باقي مي ماند اما با ظلم هرگز".

دانشگاه شاهرود از جمله دانشگاههايي است كه در دو سال گذشته به شدت تحت فشار بوده: در اسفند ماه گذشته با نصب دو تابلوي بزرگ در محوطه دانشگاه مصاديق برخورد دانشجويان دختر و پسر و نحوه آرايش و لباس پوشيدن تئوريزه شد ودر ارديبهشت گذشته نيز تمام فعالين صنفي و سياسي از خوابگاه دانشگاه اخراج شدند.

پس از آن بود كه حراست فشارش را بر دانشجويان دختر و پسر افزايش داد تا جايي كه از برخي نيروهاي بسيجي خارج از دانشگاه نيز به عنوان نيروي كمكي در كشف مصاديق بي حجابي و بي بندوباري سود جست.

انحلال بدون اعتراض

اكنون نيز پس از حدود 6 ماه حكم انحلال اين تشكل مستقل دانشجويي را داده است. يكي از دانشجويان اين دانشگاه در همين ارتباط مي گويد: "در همان زمان كه درخواست كرديم انتخابات را تائيد كنند با زبان بي زباني و بطور تلويحي به ما گفتند كه اين انتخابات مورد تائيد نيست و انجمن بايد منحل شود ولي اين انحلال در فضايي صورت مي گيرد كه هيچ اعتراضي صورت نگيرد".

اين دانشجو فضاي حاكم بر محافل دانشجويي را در پي دستگيري اعضاي دفتر تحكيم وحدت و سازمان ادوار تحكيم وحدت مصداق همان فضايي مي داند كه شايد اجازه اعتراض را از دانشجو مي گيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 17:5  توسط حسنی سعادت  | 

حسينيان با دولت نهم خداحافظي کرد

روح الله (خسرو) حسينيان مشاور امنيتي احمدي نژاد و رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي از مشاورت رئيس جمهور استعفا داد. اين چندمين استعفاي در دولت نهم است؛ پيش از حسينيان، مددي رئيس تامين اجتماعي، كاظمي وزير تعاون و چند نفر ديگر به همكاري خود با دولت خاتمه داده بودند.

حسينيان در ارديبهشت ماه گذشته به عنوان مشاور امنيتي احمدي نژاد منصوب شد؛انتصابي که بسياري را شوكه كرد چرا كه حسينيان عضو گروه اصولگراياني كه احمدي نژاد بدان تعلق داشت، نبود.

نزديكان حسينيان در آن زمان بطور غير رسمي اعلام كردند كه وي براي كمك به احمدي نژاد و حفظ آبروي دولت اسلامي اين پست را قبول كرده است.

اكنون حسينيان در حالي كه كمتر از 3 ماه از انتصابش به عنوان مشاورت امنيتي احمدي نژاد مي گذرد از مقام خود استعفا داده است. اين خبر تنها از سوي سايت "بازتاب" اعلام شده است اما تماس ها با دفتر حجت الاسلام حسينيان در مركز اسناد انقلاب اسلامي براي تاييد اين خبر به آنجا رسيد كه مسوولين دفتر وي ضمن اعلام آگاهي از اين مساله، خبر فوق را تائيد و يا تكذيب نكردند.

روح الله حسينيان با حفظ سمت رياست بر مركز اسناد انقلاب اسلامي به عنوان مشاور احمدي نژاد منصوب شده بود.

روح الله حسينيان از زمان پيروزي انقلاب تا آذر 1377 كه منجر به خانه تكاني در وزارت اطلاعات شد همواره پستهاي اطلاعاتي و قضايي در اختيار داشته و از نزديكان و معتمدين حجت الاسلام محمدي ري شهري وزير سابق اطلاعات است.

به گزارش بازتاب: "وي از موسسين جمعيت دفاع از ارزشها بوده و در انتخابات دوم خرداد سال 1376 انتقادات جدي از جناح راست و ناطق نوري داشت اما پس از انتخابات و در جريان قتل هاي زنجيره اي به اين جناح نزديك شد و در برنامه جنجالي چراغ در دفاع از سعيد امامي اين قتل ها را به هواداران خاتمي در وزارت اطلاعات نسبت داد.

وي مدتي پس از آن در جريان سخنراني در مدرسه فيضيه قم براي طلاب گفت: "قضيه قتل‏ها مثل اينكه گريبان ما را گرفته، هر چه ما مي‏خواهيم فرار كنيم، راه فراري وجود ندارد. مثلا آقاي پروازي يك طلبه‏اي است با بچه‏هاي حزب‏الله همكاري مي‏كرد. بعدا درگير شدند با بچه‏هاي حزب‏الله و ايشان منشعب شد و شروع كرد عليه بچه‏هاي حزب‏الله فعاليت كردن و حرف زدن و صحبت كردن. از اين موقعيت گل‏آلود آقاي سعيد حجاريان، آقاي امين‏زاده معاون وزير امور خارجه، آقاي محسن آرمين سخنگوي مجاهدين انقلاب اسلامي، اين سه نفر و يك نفر ديگر هم آقاي افشار كه من نمي‏شناسم، هنوز هم نمي‏شناسم، كه چه كسي است، مي‏آيند اين طلبه بنده خدا را مي‏برند و تحريكش مي‏كنند و مي‏گويند بيا و بگو كه اولاً حزب‏الله تا به حال چه كارهاي خشونت‏آميزي انجام داده و ثانياً بيا و بگو اينها با دستور رهبري بوده".

وي در بخش ديگري از اين سخنان مي افزايد: "قرار شد سعيد حجاريان را دستگير بكنند اما متأسفانه تا به گوش آقاي خاتمي رسيد، واسطه‏هايي را فرستادند و حتي ظاهرا خدمت مقام معظم رهبري هم رسيده بود كه خلاصه اين مشاور هست و بد مي‏شود براي رياست جمهوري، دستگير نكنيد. نكردند و اما اميدوار هستيم به هر حال يك روزي اين پرونده رو بيايد و سعيد حجاريان به ميز محاكمه به خاطر اين توطئه كشيده بشود".

در آن سخنراني حسينيان تاكيد كرده بود: "اين همان حرفي است كه بنده دارم گلوي خودم را پاره مي‏كنم مي‏گويم بابا بياييد اين جريان را ريشه‏يابي بكنيد و ببينيد كه چه جناحي نفعش بوده است كه اين قتل‏ها را مرتكب شود. ايشان اين جوري جواب ما را دادند. واقعا نتوانستند جواب بدهند. هنوز هم آقاي موسوي مي‏گويد انگيزه ما اين بود كه رهبري در مقابل رئيس جمهور شكست بخورد......اين ماجراها توطئه‏اي بود همش براي همين و وزارت اطلاعات را كه اينها داغون كردند، وقتي سعيد حجاريان سخنراني كرد و گفت كه ما سنگرهاي نظام را يكي بعد از ديگري در حال فتح كردن هستيم. من آن زمان هشدار دادم، مصاحبه كردم گفتم مواظب باشيد اين حرف آقاي سعيد حجاريان معنادار است. وزارت اطلاعات را داغون كردند و گرفتند. سپاه را كه از همان اول اين‏قدر با آن برخورد كردند كه به اصطلاح خودشان، نظرشان اين است كه فرماندهان را وادار به سكوت كردند. اين نيروي انتظامي مانده بود. همه اين نقشه‏ها هم براي اين بود كه نيروي انتظامي را زير سلطه خودشان قرار بدهند. نمي‏دانيم واقعيت دارد يا ندارد".

اكنون حسينيان در حالي كه كمتر از دو ماه به محمود احمدي نژاد مشاوره داده است، مشاوره دادن به او را قطع مي كند در حالي كه وي با اصرار احمدي نژاد پس از گذشت حدود دو سال از انتخابات به عنوان مشاور سياسي و امنيتي وي منصوب شده بود و اكنون نيز در رابطه با علت استعفاي وي بي مهري ها و بي اعتنايي هاي مسوولين دفتر رئيس جمهور عنوان شده است.

حالا حسينيان بر اساس گزارش سايت بازتاب "پس از گذشت 80 روز بدون تعامل جدي دفتر رئيس جمهور با وي از سمت مشاور رئيس جمهور استعفا كرده است".

روح الله حسينيان پيش از اين هم يك بار بطور آشكارا راه تقابل با دفتر رئيس جمهور را در پيش گرفت، آنگاه كه درخرداد ماه گذشته پس از آنكه طي حكمي از سوي "شيخ الاسلام" رئيس دفتر رئيس جمهور به عنوان عضو"شوراي سياست گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه هاي احمدي نژاد"منصوب شد. حسينيان يك روز پس از اعلام تشكيل اين شورا طي تكذيبيه اي حضور خود در اين شورا را رد و اعلام كرد بدون موافقتش اين حكم صادر شده است و اين آغاز بي اعتنايي و سردي روابط مسوول دفتر رئيس جمهور با مشاور امنيتي رئيس جمهور بود كه در نهايت به استعفاي او منجر شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 17:3  توسط حسنی سعادت  | 

کودتاي خزنده مطبوعات دروغ محض است!

وزير ارشاد، دو هفته پس از انعکاس سراسري گفته هايش در رسانه ها در مورد "کودتاي مطبوعاتي"، و در پي مواجه شدن با انتقادات فراوان به خاطر اين گفته، از اساس بيان چنان سخناني را منکر شد.

16 تير خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا از خراسان اظهارات حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و سردبير سابق روزنامه کيهان را بر خروجي خود قرار داد؛ "وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين‌که بسياري از نشانه‌هاي موجود بيان‌گر وجود کودتاي خزنده در مطبوعات است، اظهار داشت: تعبير کودتاي خزنده متناسب با موضوع است".

وي افزود "وقتي مي‌گوييم کودتاي خزنده در رسانه يعني اين که شخصي در چارچوب يک اقدام براندازانه حرکت مي کند، تعبير ما از کودتا اين‌گونه نيست که عده‌اي در پادگان جمع شده‌اند و قصد حمله دارند".

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت "بحثي براي تدوين قانون جديد مطبوعات مطرح نشده اما اگر نياز باشد به سراغش مي‌رويم." محمدحسين صفار هرندي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خراسان، همچنين درباره صدور امتياز روزنامه براي احزاب با توجه به نزديک‌شدن به زمان انتخابات گفت "قانوني مبني بر واگذاري روزنامه به احزاب نداريم و اين افراد هستند که تقاضا مي‌کنند".

اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي عينا در روزنامه کيهان با تيتر "برخي مطبوعات كودتاي خزنده راه انداخته اند" به چاپ رسيد.

کيهان اظهارات همسوي مهدي کلهر مشاور رسانه اي احمدي نژاد را نيز در همان روز چاپ کرد "مشاور رئيس جمهور در امور رسانه ها گفت: مدتي است كه كودتاي خزنده اي توسط رسانه هاي داخلي و خارجي عليه دولت به راه افتاده و اخيراً به كودتايي آشكار تبديل شده كه كودتاگر اصلي آن در آمريكاست كه از تجربه بالايي برخوردار است."

معاون رسانه اي: توطئه روزمره عليه دولت!

يک روز پس از ادعاي "کودتاي خزنده مطبوعات" از سوي صفار هرندي روزنامه ايران که به دنبال تغييرات مورد نظر وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تحت نظارت مستقيم وي فعاليت مي کند بيانيه شديد الحن محمد جعفر بهداد معاون ارتباطات احمدي نژاد و همکار قبلي صفار هرندي در روزنامه کيهان را انتشار داد.

در اين بيانيه معاون ارتباطات رئيس جمهور خبر داد "دفتر رئيس جمهور از لاك سكوت خارج شده و تهاجم بدخواهان عليه دولت را بى پاسخ نخواهد گذاشت". در بيانيه جعفر بهداد ادعا شد "اين باند(مطبوعات منتقد دولت) نه تنها به تبليغات سياه و غيربهداشتى و توطئه هاى روزمره خود ضدبرنامه ها و عملكرد دولت مكتبى ادامه داده بلكه متأسفانه در اين اواخر وارد فاز تمسخر و توهين مستقيم به شخص رئيس جمهور و تحريف و دروغ پردازى در انعكاس سخنان و مواضع ايشان شد كه تحمل اين رويه، در واقع ناديده گرفتن آرا و اعتماد ده ها ميليون ايرانى به رئيس جمهور در انتخابات حماسى سوم تير ماه ۸۴ ارزيابى مى شود".

بهداد تصريح كرد "هم اكنون با بهره گيرى از روش هاى قانونمند و حرفه اى به اتخاذ مواضع فعال در برابر دشنام گويان و عوامل تبليغات سياه عليه دولت مردمى و مكتبى روى آورده و به صيانت از دولت در برابر دروغ پردازى ها و انگاره سازى هاى كثيف ادامه خواهيم داد."

بخشي از اين بيانيه در روزنامه ايران انتشار نيافت؛ بخشي که به گزارش خبرگزاري فارس حاکي از"روي كار آمدن يك تيم و گروه با سابقهء رسانه‌اي و مطبوعاتي در مجموعهء اطلاع‌رساني و ارتباطات دفتر رييس‌جمهوري" از يک ماه گذشته بود.

ارسال تکذيبه هاي متعدد به مطبوعات و وادار کردن مطبوعات به انتشار تکذيبه با تيتر مورد نظر تيم مستقر در رياست جمهوري، توقيف روزنامه هم ميهن، لغو امتياز روزنامه مشارکت، فيلتر خبرگزاري کار ايران ايلنا و توقيف اين خبرگزاري، صدور حکم اعدام براي عدنان حسن پور عضو هيات تحريه هفته نامه آسو برخي از رويدادهاي مطبوعاتي از يک ماه گذشته است.

مهدي کلهر مشاور رسانه اي و علي اکبر جوانفکر مشاور مطبوعات احمدي نژاد، همزمان با بيانات هشداراميز خود در مورد مطبوعات، سفرهاي استاني خود را آغاز کردند.

اين دو در سفر به استان فارس و استان خراسان مطبوعات را به "کودتاي رسانه اي بر عليه دولت" متهم نمودند. به گزارش ايسنا مهدي کلهر مشاور رسانه اي احمدي نژاد در مشهد گفت "اقدامات دولت يک نوروز ملي و سياسي است".

مشاوررسانه اي رييس جمهور با بيان اينكه "البته کوتوله هايي هم داريم که نهايت ايده‌آل شان گوجه فرنگي است" ادامه داد اين افراد زماني که گوجه فرنگي سالادشان کم مي شود نعره مي زنند، ولي تعدادشان کم است و در مجلس شوراي اسلامي هم هستند. وي با بيان اينکه "ما خجالت مي کشيم که يک نماينده از گوجه فرنگي حرف مي زند" گفت "شما نيامديد هيچ وقت از موتور جت که مثلا قرار بوده در سال 77 به اتمام برسد صحبت کنيد و يا سوالي در خصوص حل مشکل مسکن که صد سال است گريبانگير ماست حرفي بزنيد". کلهر افزود "اينها همه يا عوام فريبي است و يا اينکه سقف آرزوهاي اين افراد گوجه فرنگي و سالاد است، مثلا اگر گوجه فرنگي گران است رب براي چه درست شده است؛ و بدانيد که مردم ما اينطور نيستند."

کودتاي خزنده مطبوعات دروغ محض است!

اما دو روز پيش، جمعه 29 تير، دو هفته بعد از ادعاي کودتاي خزنده مطبوعات عليه دولت، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به ناگهان از اساس اظهارات خود در مشهد را تکذيب کرد.

به گزارش واحد مرکزي خبر صفار هرندي ادعاي کودتاي خزنده مطبوعات عليه دولت از سوي خود را"دروغ محض" خواند و افزود "الان هم مي گويم هر کس براي آنچه به عنوان کودتاي خزنده به من نسبت داده اند، يک کد يا شاهد شفاهي بياورد که من اين حرف را زده ام، به او جايزه مي دهم و او را به عنوان روزنامه نگار واقعي معرفي مي کنم".

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: "برخي روزنامه نگاران برعکس عمل کردند و روزي که آقاي الهام توضيح داد که من با فلاني صحبت کردم و او گفت من اين حرف را نزدم، يک آقايي در روزنامه اش تيتر زد که آقاي الهام حرف هاي وزير فرهنگ را اصلاح کرد".

وي خطاب به روزنامه نگاران تاکيد کرد"اين صنف بايد خود را از دام اين گونه توطئه ها رها کند، اين گونه کارها شان روزنامه نگاري را پايين مي آورد."

وارد کردن اتهام کودتاي خزنده به مطبوعات از سوي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي کار مطبوعات و خبرنگاران کشور را بدانجا رساند که احمد لطيفي شهردار سابق اراک در جلسه معارفه شهردار جديد اين شهر گفت "اينها (خبرنگاران) همان کساني هستند که زمان جنگ در اردوگاه منافقين بر ضد رزمندگان به جمع آوري اطلاعات مشغول بودند وبعد از جنگ در قالب توابين قرار گرفته وبه دانشگاه رفتند ودرس خواندند وامروز قلم به دست گرفته واصحاب رسانه شده اند".

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مدعي است "اگر يك جو جوانمردي در وجود بعضي از اين روزنامه‌نگاران هست اين دروغي را كه به من نسبت دادند، مرتفع كنند" و تصريح دارد "من به هيچ وجه درباره كودتاي خزنده مطبوعات در هيچ جا حرف نزدم اگر يك نمونه از آن‌را داشتند بياورند و جايزه بگيرند".

وي براي دادن جايزه مي تواند به همکاران سابق خود و خبر مندرج در مورخ 17 تير روزنامه کيهان با تير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: برخي مطبوعات كودتاي خزنده راه انداخته اند سري بزند و به خبرنگران اعلام کند آيا منظورش اين است که دوستان وي در کيهان "دروغ محض" چاپ مي کنند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 16:59  توسط حسنی سعادت  | 

رقابت براي رياست مجلس خبرگان

در حالي که در روزهاي اخير خبرهاي ضد و نقيضي از فوت آيت الله مشکيني رئيس 86 ساله مجلس خبرگان رهبري در رسانه هاي ايران منتشر شده است، وضعيت آينده صندلي رياست بالاترين نهاد سياسي جمهوري اسلامي در راس گمانه زني هاي محافل سياسي و رسانه اي ايران قرار گرفته است.

آخرين خبر منتشر شده در مورد وضعيت سلامتي آيت الله مشکيني روزشنبه از سوي خبرگزاري هاي داخلي مخابره شد. در اين خبر آمده است: "دکتر جعفر اصلاني، رئيس گروه درماني آيت‌الله مشکيني، روز شنبه در خصوص وضعيت کلي ايشان گفت: وضعيت آيت‌الله مشکيني نسبت به جمعه تغيير خاصي پيدا نکرده است و وابستگي ايشان به دستگاه‌ها و اوضاع ريوي وي، مانند ديروز است. دکتر اصلاني در اين گفت‌وگو افزود: آيت‌الله مشکيني از 5 سال پيش بيماري خوني داشتند که دو هفته پيش بيماري ايشان شدت پيدا کرد و عفونت وي به دليل ضعف گسترش يافت و حتي در مواردي نياز به دستگاه کمک تنفسي پيدا کرد. وي با بيان اين که شرايط آيت‌الله مشکيني در روز پنجشنبه بسيار بحراني بوده است گفت: اکنون در بخش ICU هستند و متأسفانه تغييري در بهبودي ايشان حاصل نگرديده است."

در پي اخبار مربوط به وضعيت جسماني علي مشکيني، آنچه از سوي بسياري از آگاهان مورد تاييد قرار گرفته، ناممکن شدن حضور موثر وي در مسند رياست خبرگان رهبري است. اين موضوع آنقدر با اهميت است که از هم اکنون گمانه زني ها در مورد گزينه جايگزين وي آغاز شده است.

اين آگاهان معتقدند با بروز چنين وضعي چالش هاي پنهان در لايه هاي حاضر در خبرگان نمود بيشتري خواهند يافت و رودررويي ها که پيش از اين اوج اش را در چهارمين دوره خبرگان شاهد بوديم يک بار ديگر سرباز خواهد کرد. درست همانجايي که دو جريان سياسي رقيب به صف آرايي در مقابل هم پرداخته اند. جرياني که هاشمي رفسنجاني را در سر ليست خود داشت و جريان ديگري که محمد تقي مصباح يزدي و شاگردانش هدايتگرش بودند.

جريان هاشمي رفسنجاني تاکنون کوشيده در مواضع خود تفسيري زميني تر از ولايت فقيه ارائه دهد که با برخي جريان هاي اصلاح طلب نيز همپوشاني داشته و در آن سو، جريان مصباح يزدي در مسير تفسيري آسماني تر از اين جايگاه سياسي مذهبي در جمهوري اسلامي قرار داشته است.

از ديدگاه کساني چون مصباح يزدي ولي فقيه از جانب خدا نصب مي شود و تنها وظيفه مجلس خبرگان کشف اين فرد و اعلام آن به مردم است. در حالي که هاشمي رفسنجاني بر "انتصابي بودن" رهبر به جاي "اکتشافي بودن" تاکيد کرده و از امکان بروز خطا در انتخاب رهبر توسط اعضاي خبرگان سخن گفته است: "البته معلوم نيست هميشه آن کسي که اصلح است، انتخاب شود. ممکن است در انتخاب اشتباه هم رخ بدهد؛ يعني اکثريت اعضاي مجلس خبرگان به يک فرد راي بدهند، اما در عين حال فرد اصلحي هم در جامعه وجود داشته باشد."

او در گفت وگو با مجله حکومت اسلامي تاکيد کرده: "اين طور نيست که در آنجا يک مکشوفي باشد و ما به آن مکشوف دست پيدا کنيم، بلکه کساني هستند که صلاحيت دارند و خبرگان هم از ميان آنها يک نفر را انتخاب مي کند و ممکن است در اين انتخاب اشتباه هم بکند. چون در خبرگان به ناچار ملاک راي اکثريت است و نظرات مخالف هم وجود دارد و قبول نظر آراي اکثريت يک قاعده عرفي معقول است."

در اظهار نظري جداگانه، رفسنجاني پس از چهارمين انتخابات خبرگان رهبري به صراحت از نظريه "رهبري شورايي" در برابر ايده "رهبري فردي" سخن گفته است. هرچند نظريه "شوراي فقها" يکي از چند روايت موجود درباره نظريه ولايت فقيه است و عدول از تئوري ولايت فقيه نيست، اما به زعم برخي صاحب نظران شکل گيري چنين شورايي شايد بتواند گامي در جهت زميني کردن جايگاه ولايت فقيه و حل موضوع تمرکز قدرت در جمهوري اسلامي باشد.
رقابت انتخاباتي


در دوره رقابت هاي انتخاباتي خبرگان، جريان مصباح هر کاري در توان داشت را براي حذف هاشمي رفسنجاني به انجام رسانيد که به نتيجه نرسيد و مصباح، شکست سختي را از رقيب خود تجربه کرد. در آن زمان، حتي از ليست انتخاباتي اين جريان بعضا به نام "ليست منهاي هاشمي و روحاني" ياد مي شد. هر چند در ليست انتخاباتي جامعتين که شامل جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم - مهمترين تشکل هاي محافظه کاران - است نام هاشمي رفسنجاني و محمد تقي مصباح در يک ليست ديده مي شد. موضوعي که مصباح يزدي طي يک سخنراني بدون نام بردن از فرد خاصي تلويحاً آن را مورد انتقاد قرار داد و گفت: "اگر کسي بگويد نه آقا ولايت امر، زميني و با راي مردم است... آيا بايد سکوت کرد. آيا توصيه بردار است که کسي بگويد شما بياييد با آمريکا توافق کنيد، چه توافقي؟ مساله مرگ و حيات است. او مي گويد اگر اين کار را نکنيم مرگ است و من مي گويم اگر اين کار را بکنيم مرگ است، حالا چه کار کنيم؟ اينجا جاي توصيه نيست." او به اين ترتيب غيرمستقيم اعلام کرد مباني فکري او و هاشمي جداست و راي به يک سرليست جامعتين به معناي نفي سر ديگر فهرست است.

اما اين صف بندي ها موضوع چندان جديدي هم در اين مجلس نيست. در سال هاي آخر دوره سوم همين مجلس خبرگان بود که اين چالش در نطق هاي علني پيش از دستور اعضاي اين مجلس نيز نمود يافت. درست در روزهايي که برخي از نمايندگان نزديک به اصلاح طلبان در خبرگان در پي طرح براي اصلاح آيين نامه خبرگان بودند برخوردهاي لفظي در صحن علني مجلس روي داد تا دو تفکر از دو برداشت از ولايت فقيه صف آرايي ها را آغاز نمايند و بعدها اين شکاف در انتخابات هاي ديگر نيز پر رنگ تر شد. در آن روز نيز هاشمي رفسنجاني به عنوان نائب رئيس مجلس خبرگان با محمد يزدي بر سر اين مفهوم به چالش پرداخت. محمد يزدي رئيس سابق قوه قضائيه جمهوري اسلامي نيز در جبهه مصباح يزدي از آسماني بودن ولايت فقيه پشتيباني مي کند و در دوره جديد مجلس خبرگان نيز به سمت نائب رئيسي دوم مجلس خبرگان پس از هاشمي رفسنجاني که نائب رئيس اول است انتخاب شده است.

در حالي که بيماري آيت الله مشکيني از دو سال پيش اوج گرفت و وي عملا حضور کمرنگ تري در عرصه داشت، چالش دو جريان هاشمي و مصباح بر سر رياست خبرگان سبب شد تا تلاش هاي پيگيرانه اي براي وارد کردن مشکيني به انتخابات صورت گيرد تا کرسي رياست براي اين آيت الله محفوظ نگاه داشته شود. اين تلاش ها نهايتا باعث شد كه مشکيني از تصميم خود مبني بر کانديدا نشدن به علت بيماري منصرف شود.

اين روحاني 86 ساله، هر بار كه اجلاس سالانه مجلس تحت مديريت خود را تشكيل مي‌دهد، اعضاي اين مجلس را به ديدار رهبري مي‌برد. اين موضوعي است كه به طور ضمني مورد انتقاد اصلاح طلبان قرار گرفته است. جريان اصلاح طلب، كه معمولا از حضور جدي در مجلس خبرگان محروم شده‌ است، هميشه منتقد اين موضوع بوده و از اينكه چرا اعضاي مجلس خبرگان رهبري به جاي اينكه رهبر را به جمع خود احضار كنند و از او درباره عملكرد يك ساله خود توضيح بخواهند، به حضور وي مي‌روند و در اين ديدارها به جاي بررسي عملكرد از او رهنمود مي‌گيرند.

در هر صورت، اکنون اگرچه با وخامت بيشتر وضع جسماني مشکيني، در تحليل ها بيشتر از ديگران جريان هاشمي رفسنجاني و جريان مصباح يزدي به نيروهاي تاثيرگذار بر تعيين جانشين احتمالي مشکيني در کرسي رياست خبرگان ياد مي شود. نزديک شدن به اجلاس آينده خبرگان دوره چهارم، نشان خواهد داد در کش و قوس درون قدرت در جمهوري اسلامي کدام جريان سبقت گرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 16:54  توسط حسنی سعادت  | 

اظهارات و توضيحات چند کارشناس

در حاليکه سيد احمد خاتمي، سخنران نماز جمعه اين هفته تهران از صداوسيما به خاطر توليد و پخش برنامه "به نام دموکراسي" تشکر کرد تنها کيهان است که به صراحت از "اعترافات جاسوسان آمريكايي" مي نويسد، با تاکيد بر اينکه: "روزنامه كيهان در پي بازداشت افراد ياد شده به اتهام جاسوسي «اقدامات آنان را» افشا كرده بود".

خبرگزاري فارس که پيش از همه از پخش برنامه اي تحت عنوان "به اسم دموکراسي" خبر داده بود، از آن به عنوان "اظهارات" اسفندياري، تاجبخش و جهانبگلو که شامل "توضيحات" آنها است، ياد کرد.

خانم نسرين سلطانخواه، از همفکران محمود احمدي نژاد، براي توضيح ماجرا اين جمله بندي را برگزيد: "اعترافات را آمده اند به صورت مصاحبه گفته اند."

يک منبع در قوه قضائيه ايران که "نخواست نامش فاش شود" به خبرگزاري فرانسه گفت اين "برنامه" يک "توليد تلويزيوني" است و در حکم "اعتراف" نيست. اين مقام بي نام افزود: "انها همانند ساير کارشناساني که در ساير برنامه هاي تلويزيون ايران صحبت مي کنند به عنوان «کارشناس» در اين برنامه حضور يافته اند".

تنها کيهان است که چون به خوبي مي داند اين "کارشناسان" خودشان به طور داوطلبانه در برنامه تلويزيوني مورد نظر "حضور" نيافته اند، مي نويسد: "اعترافات هاله اسفندياري، كيان تاجبخش و رامين جهانبگلو پنج شنبه از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي پخش شد. اين سه نفر كه متهم به اقدام عليه امنيت ملي از طريق فعاليت هاي تبليغي و جاسوسي به نفع بيگانگان هستند در اين بخش از اعترافاتشان رسماً اعلام كردند كه به اسم دموكراسي در راستاي منافع دشمنان ايران گام برداشته و زنجيره هايي از يك شبكه بزرگ براي براندازي نظام جمهوري اسلامي بوده اند."

بعد هم با صراحت اعلام مي کند: "گفتني است روزنامه كيهان چندي پيش در پي بازداشت افراد ياد شده به اتهام جاسوسي، بخش هاي مهم و مبسوطي از كارنامه كاري آن ها در طول سال هاي گذشته را كه عمدتاً شامل جاسوسي به نفع بيگانگان با ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمي و اقدام عليه امنيت كشور و ارتباطشان با عوامل داخلي مي شد افشا كرد."

اين نشريه به روال معمول تا آنجا پيش مي رود که نحوه برخورد سايت بازتاب، وابسته به سردار محسن رضايي در اين مورد را نيز مورد نکوهش قرار مي دهد. سايت بازتاب با استناد به سخنان يک "کارشناس ارشد سياسي" بي نام نوشته بود: "يا نگراني‌هاي دستگاه امنيتي كشور در برابر اين‌گونه حركت‌ها اغراق‌آميز و بزرگ‌پنداري است كه بايد با توجه به هزينه‌زايي شديد اين‌گونه برخوردها نسبت به آن تجديدنظر كرد و يا جمهوري اسلامي مانند كشورهاي ديكتاتوري و ورشكسته شوروي سابق، در برابر اين‌گونه حركت‌هاي دست چندم، آسيب‌پذير شده است كه در اين صورت بايد به حال متوليان فرهنگ كشور تأسف خورد كه جمهوري اسلامي را كه در دهه نخست انقلاب در بالاترين سطح خودباوري، ابتكار عمل و سياست تهاجمي فرهنگي بود، به شرايطي رسانده‌اند كه در برابر اين حركت‌ها، آسيب‌پذير شده است."

در پاسخ به اين مطلب، کيهان در ستون خبر ويژه خود تحت عنوان "كاش آقاي محسن رضايي پاسخ دهد"مي نويسد: "سايت بازتاب كه قبل از پخش اعترافات هاله اسفندياري و كيان تاجبخش نيز به بهانه اين كه پخش اعترافات آنها قانوني نيست! سعي كرده بود پيشاپيش اين اعترافات را زير سؤال ببرد، بعد از پخش برنامه «به اسم دموكراسي» نيز به گونه اي ديگر و طي يادداشتي مخالفت خود را با پخش اعترافات جاسوسان ياد شده، ابراز كرد....سايت بازتاب اصرار دارد «طرح براندازي نرم» را در حد و اندازه يك حركت تبليغاتي براي ترويج يك ديدگاه سياسي تنزل دهد كه بايد پرسيد، آيا روابط پنهان برخي از شخصيت ها و گروه ها با سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل و تلاش براي ايجاد آشوب و بلوا چيزي در حد تبليغات عقيدتي و سياسي است؟ و آيا از نگاه گردانندگان سايت بازتاب، تظاهرات مردم مسلمان ايران عليه رژيم شاه با آشوبگري هايي نظير تيرماه 78 كه عوامل آن مستقيماً از آمريكا و اسرائيل دستور گرفته بودند يكسان است؟!"

البته نويسنده كيهان بر اين باور است که" برنامه «به اسم دموكراسي» ضعف هايي داشته و مي توانست به طريق مطلوب تري تهيه شود" ولي او" اين «برنامه مستند» را علي رغم برخي از ضعف ها، يك برنامه اثرگذار" مي داند؛ چرا که" نقش اينگونه اعترافات در هوشياري و عبرت گيري ديگران قابل انكار نيست".

با توجه به اهميت همين "هشياري" است که سيد احمد خاتمي، چهره سرشناس جناح راست مي گويد: "کساني که برنامه‌اي به اسم دموکراسي را ديده باشند به سه نکته مي‌رسند، اول آنکه مبناي کودتاي نرم يا انقلاب مخملي بر اشاعه‌ فرهنگ حکومتي غرب در قالب جامعه‌ به اصطلاح مدني بوده است. دومين نکته اين است که وظيفه‌ اصلي کودتاچيان در کودتاي نرم ايجاد شکاف ميان ملت و حاکميت از طريق جذب و سازماندهي افراد خاص و راه‌اندازي جنگ تبليغاتي در جامعه است و سوم اينکه پايگاه عملياتي اين کودتا مجموعه‌اي از مطبوعات، محافل روشنفکري و نفوذ در داخل گروه‌ها و تشکيلات دانشجويي و به راه انداختن جريان‌هاي فمينيستي و مشابه آنها بوده است."

خاتمي بعد از اشاره به تمام جريان هاي فعال اجتماعي که پيش از اين کيهان آنهارا کانون جاسوسي معرفي کرده و همچنين اينکه آمريکا ميليون‌ها دلار در اين مسير خرج کرده است، مي افزايد: "واکنش شديد و غيرمتعارف دولتمردان و رسانه‌هاي آمريکا حتي قبل از پخش اين برنامه گوياي نگراني شيطان بزرگ از لو رفتن نقشه‌هايش است و نشان‌دهنده‌ آن است که اين برنامه دقيقا به هدف زده و در مقابل کودتاي نرم آنها با اين پروژه‌ نرم تبليغاتي آنها را رسوا کرده است."

و نام ديگر اين "برنامه" از زبان استادي، امام جمعه موقت قم يک "عنايت الهي" است که: "دولت، ملت، روشنفکران و حوزويان ما بايد سعي کنند در اين زنجيره قرار نگيرند و گول شعارهاي ظاهرفريب آنها را نخورند."

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 16:52  توسط حسنی سعادت  | 

بازداشت شدگان 18 تير زير فشارند

در شرايطي كه دانشگاه‌هاي سراسر كشور مطابق روال چند ساله پس از حوادث 18 تير 78 امتحانات خود را چند روز قبل از سالروز حمله به كوي دانشگاه به پايان برده و دانشگاهها چندي است تعطيلات خود را آغاز كرده اند، و در حالي كه هر شش عضو شوراي مركزي گسترده ترين تشكيلات دانشجويي در كشور، دفتر تحكيم وحدت، و چند دانشجوي ديگر عضو اين تشكيلات در بازداشت به سر مي برند، برخوردهاي نهادهاي انضباطي درون دانشگاهي و مراجع قضايي با فعالان دانشجويي و تشكل‌هاي مستقل آنان همچنان ادامه دارد.

دانشجويان سياسي عضو تشكيلات دفتر تحكيم در سراسر كشور در واكنش به اين برخورد‌ها و در غياب اعضاي مركزيت خود اقدام به بازسازي اعضاي خود كرده و بويژه شوراي تهران اين تشكل دانشجويي با تشكيل هيات رييسه اي مسائل مربوط به بازداشت شدگان وساير برنامه هاي تشكيلات را پي گيري مي كند.

صدور احكام قضايي جديد

در ادامه برخوردهاي اخير با فعالان دانشجويي، در اصفهان نيز سه فعال دانشجويي با برخوردهاي قضايي مواجه شده اند. بهرام اسماعيل بيگي از اعضاي سابق انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان به اتهام برگزاري تجمعات غيرقانوني، تبليغ عليه نظام و توهين به امام به دو سال حبس تعليقي محكوم شد و دو فعال دانشجويي ديگر به نام‌هاي حسن طالبي و ميثم گلستاني به دادگاه انقلاب اصفهان احضار شدند.

بهرام اسماعيل بيگي از اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران است و گفته مي شود به همراه تعداد ديگري از فعالان سابق دانشجويي در اين استان امور مربوط به تاسيس شعبه اصفهان سازمان دانش‌اموختگان ايران را پي گيري مي كرده اند.

هشت بازداشت شده 18 تير در انفرادي 209

وضعيت نگران كننده روحي و جسمي عبدالله مومني سخنگوي بازداشت شده سازمان دانش آموختگان ايران و گفته هاي وي در جريان بازرسي و تفتيش ماوران امنيتي از منزل وي در حضور اعضاي خانواده‌اش، نگراني‌هاي گسترده اي را برانگيخته است. فرزند او در گفتگويي با راديو صداي آلمان از وجود كبودي‌هايي بر روي بدن پدرش گفته است و همسر او نيز در گفتگو با ادوارنيوز عبدالله مومني را آشفته و بسيار نحيف توصيف كرده است.

مهمترين خبر در مورد بازداشت شدگان 18 تيرماه 86 در اين روزها مراجعات پي در پي ماموران امنيتي به منزل ايشان است. به طوري كه تاكنون ماموران به منزل بهاره هدايت، عبدالله مومني، بهرام فياضي، محمد هاشمي و علي نيكو نسبتي مراجعه كرده كه البته در دو مورد اخير موفق به بازرسي از منزل نشده اند.

به جز اظهارات عبدالله مومني كه واكنش حجت شريفي رييس شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران را مبني بر نگراني از اخذ اعترافات اجباري را در پي داشت، بهرام فياضي نيز در جريان تفتيش از منزل شخصي‌اش اظهار داشته است كه او تنها در روزهاي اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، در حالي كه در مورد سايرين اينگونه نبوده است.

در خبر ديگري سايت خبري سازمان دانش آموختگان (ادوارنيوز) گزارش داده است كه از جمع بازداشت شدگان هشت تن از آنان در سلول‌هاي انفرادي به سر مي برند. عبدالله مومني، ‌مجتبي بيات، محمد هاشمي، بهاره هدايت، علي نيكو نسبتي، علي وفقي، مهدي عربشاهي و حنيف يزداني افرادي هستند كه در سلول‌هاي انفرادي بند 209 وزارت اطلاعات به سر مي برند.

از سوي ديگر محمد علي دادخواه روز گذشته به خبرگزاري ايسنا گفت كه به عنوان وكيل از حق ملاقات با دانشجويان بازداشت شده محروم است و پي گيري وي و خانواده بازداشت شدگان براي ديدار با آنها با پاسخ منفي مراجع قضايي مربوطه مواجه شده است.

كميته حقوق بشر ادوار تحكيم: اعترافات اجباري فاقد اعتبار است

در ادامه موج محكوميت بازداشت فعالان دانشجويي در روز 18 تيرماه و برخورد با سازمان دانش آموختگان ايران كميته حقوق بشر اين سازمان و همچنين انجمن اسلامي دانشگاه پلي تكنيك بيانيه هايي صادر كردند.

كميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران در بيانيه خود با اشاره به اينكه " طي 29 سال اخير حکومت اجازه برگزاري آرام حتي يک تجمع مسالمت آميز غير دولتي را به مردم و نهادهاي مدني نداده است. ضمن تشريح چگونگي بازداشت دانشجويان تحكيمي و هجوم مسلحانه به دفتر سازمان دانش آموختگان ايران آورده كه: "سازمان دانش آموختگان يک حزب داراي مجوز فعاليت قانوني است که به طور علني و با رعايت تمامي چارچوبهاي فعاليت مسالمت آميز و قانوني براي ارتقاي سطح حقوق بشر و دموکراسي در ايران تلاش مي کند، از اين رو برخورد خشن و غير قانوني صورت گرفته با سازمان به هيچ روي قابل قبول نبوده و حق شکايت از عاملان و آمران اين هجوم خشونت بار به دفتر سازمان محفوظ خواهد بود."

در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: "انتظار مي رود مراجع قضايي براساس ماده 570 قانون مجازات اسلامي هرچه سريعتر متعديان به حقوق و آزادي هاي قانوني ملت را به اشد مجازات برسانند و به وظيفه ذاتي و قانوني خود عمل نمايند."

اين كميته همچنين خواستار برخورداري دستگيرشدگان از حق دسترسي به وكيل شده است و تاكيد كرده است "هر نوع اقرار و اعترافي كه از بازداشت شدگان در شرايط عدم دسترسي به وكيل و ملاقات با خانواده و در مدت بازداشت موقت فاقد اعتبار و قابليت استناد حقوقي است"

همچنين در بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه پلي تكنيك كه شش تن از اعضاي آن در بازداشت به سر مي برند با يادآوري جريان چاپ نشريان جعلي در اين دانشگاه آمده است: "حاكمان... زماني که اين حربه ناجوانمردانه خود را در برابر مقاومت دانشجويان و شجاعت جمع چند نفره شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت کارساز نمي يابند و آنان به نمايندگي از پيکره زخم خورده جنبش دانشجويي ايران و در روزي که نماد مظلوميت دانشجويان و سمبل توحش و درندگي اقتدارگرايان است يعني ۱۸ تيرماه تحصني چند نفره و مسالمت آميز را در دفاع از برادران دربندشان برگزار مي کنند، چاره کار را در ربودن آنان مي يابند و روز روشن آنها را با ضرب و شتم به دانشگاه اوين! منتقل مي کنند و باز به همين هم اکتفا نمي کنند و مغول وار و کف به دهان آورده با گلوله و باتوم وشلاق به دفتر يک حزب قانوني يورش مي برند، به ضرب گلوله در مي شکنند و حرمت انسانيت مي درند و جمعي از بهترين فرزندان ايران زمين را راهي محبس مي کنند."

دانشجويان دانشگاه پلي تكنيك با اشاره به اينكه "روزگار نااميدي حساس ترين مقطع تاريخ هر جامعه اي است." تاكيد كرده اند كه "‌ما در کنار ساير ياران دبستانيمان و جامعه تحول خواه و پوياي ايران اجازه نخواهيم داد آنان که سوداي خام حقنه کردن سالهاي تلخ و تيره دهه ۶۰ به جامعه را در سر مي پرورند بار ديگر جامعه را بدان روزگار تلخ بازگردانند. "

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 16:50  توسط حسنی سعادت  | 

سه اعتراف و آش شور و قاضي کور

آش اينقدر شور بود که صداي آشپزباشي هم درآمد! اعترافات اجباري - انفرادي تلويزيوني کيان تاجبخش، رامين جهانبگلو و هاله اسفندياري امروز از تلويزيون پخش شد. قسمتي از اين اعترافات را ديدم، معلوم شد که ظاهرا صدا و سيما و وزارت اطلاعات در حال ساخت يک سريال مستند سياسي تلويزيوني بودند و متن آن هم نوشته شده بود، فقط دنبال سه بازيگر مي گشتند که نقش جاسوس و جاسوسه را بازي کنند. گير دادند به اين سه نفر بيچاره، البته فرقي هم نمي کند، مي شد بايستند جلوي ورودي فرودگاه مهرآباد و سه نفر ديگر را بگيرند، آخرش همين مي شد. نکته مشترک در همه اين اعترافات اين است که هيچکدام از اين سه نفر به دوربين نگاه نمي کنند. محسني اژه اي، به عنوان صاحب عزاي اين واقعه گفت: « قوه قضائيه گفته است اعترافات بار حقوقي ندارد.» قوه قضائيه رسما اعلام کرد: «سخنان اسفندياري و تاجبخش اعترافات قانوني نيست، آنها کارشناس اند.» بر همين اساس سازمان کارشناسان مقيم مرکز بخشنامه اي را صادر کرد. به موجب بند اول اين بخشنامه، از اين به بعد کليه کارشناسان براي دادن نظر حتما بايد دوره زندان انفرادي را حداقل به مدت يک ماه بگذرانند. و به موجب بند دوم همين بخشنامه، براي دوره کارشناسي ارشد گذراندن شش ماه انفرادي، با قطع تلفن و ملاقات و قطع دارو و کاهش وزن به ميزان 20 کيلو الزامي است.

در ادامه همين راستا، آيت الله شاهرودي رئيس قوه قضائيه که خيلي خوش سر و پستان است، خبرش هم نقل خزينه هاي تاکستان است، گفت: «مديران قضائي در اتاق ها را باز کنند.» کارشناسان شديدا به کساني که از جلوي اتاق هاي مديران قضايي رد مي شوند هشدار دادند که مواظب باشيد از همين درهاي باز سنگ توي سرتان نخورد. همه اينها به کنار، شيرين عبادي جاي خواهر من، دستش را با دستکش مي بوسم، گزارش شيرين عبادي در مورد وضع زنان در ايران به کميسر عالي حقوق بشر ارائه شد.

آمريکا آمريکا، ما داريم مي آئيم

به نظرم قضيه تهديد بازي جدي است. البته من که اينقدر گفتم که هفته اي دوبار براي اپيلاسيون موهاي زبانم بايد بروم سراغ خديجه خانم، اما به دنبال تهديد ها، خدا را شکر فعلا محمود نفتي لالموني گرفته و منوچ جان در حال تبديل به يک چهره جذاب بين المللي است. من مي ترسم شوخي شوخي امسال جايزه نوبل صلح را بدهند به منوچ متکي، ولي چون احتمالا موقع گرفتن جايزه با خانمي که جايزه را مي دهد، دست نمي دهد، ممکن است جايزه را از او بگيرند و بدهند به بن لادن. در همين راستا، منوچ عضو ثابت و دائم و غيرقابل تعويض وزارت خارجه ديروز گفت: « درخواست آمريکا را دريافت کرديم.... مذاکره مي کنيم.» به دنبال اعلام اين موضع گيري سريع برخي از آگاهان کل کشيدند و شادي کردند، بعضي از آگاهان ديگر هم عصباني شدند و پرچم آمريکا را آتش زدند. علي آقامحمدي گفت: «گفتگو نبايد وسيله تداوم دشمني باشد... احتياط واجب در مذاکره با آمريکا آن است که با احتياط برخورد کنيم.» آگاهان برخي شرايط شرعي مذاکره با آمريکا را بدين شرح اعلام کردند:

مساله اول: مستحب موکد است که وقتي خواست مذاکره کند، اگر طرف مقابله زن باشد، يک لگد به او بزند و توافق را پس از لگد امضا کند.

مساله دوم: احتياط واجب است که اگر مذاکره جدي شد، موبايلش زنگ بزند و مذاکره را باي نحو کان منقطع و در دو مرتبه جاري کند، تا استکبار بدون اذن ولي دخول نکند به ام القراي مسلمين.

مساله سوم: انجام مذاکره يا ترک آن در مورد ملت اگر بالغ باشد با وکيل و در مورد صغير منوط به اذن ولي است و اگر بدون اذن ولي عقد کند، و داخل شود، بايد شصت مومن را سير بکند.

بهزاد از اردبيل نمي آيد

به نظر مي رسد که اصولگراها از ترس احمدي نژاد در انتخابات آينده چشم اميدشان به اصلاح طلبان است. محبيان که ديروز به اصلاح طلبان سفارش کرده بود «راديکال ها را براي به دست آوردن آرا به حاشيه برانند»، گفت: « دولتي ها از تجربه شوراها درس بگيرند.» آگاهان پرسيدند: دولتي ها؟ تجربه؟ درس؟ کيهان هم صريحا و مشخصا و بطور علني و در روز روشن از شوراي نگهبان خواست صلاحيت کليه نامزدهاي کارگزاران را رد کند. البته دبير شوراي نگهبان مثل هميشه گفت: « سلامت انتخابات را تضمين مي کنيم.» يکي از آگاهان يواشکي گفت: « اين دروغ مي گه، تضمين نمي کنه.» حسين مرعشي هم اعلام کرد: « کارگزاران ليست اختصاصي نمي دهند.» چمران که در ميان انبوهي از ريش محاصره شده بود، در شرايط ادراک کامل وضعيت « احمدي نژادي» گفت: « مغرور نشويم.» آگاهان گفتند: «جان مادرتان! اين دفعه را هم مغرور بشويد، دفعه بعد با هم حساب مي کنيم.» بهزاد نبوي هم گفت: « هنوز تصميمي براي کانديداتوري نگرفته ام، در هر حال از اردبيل کانديدا نمي شوم.» حسين مرعشي گفت: « اطمينان مردم از نظارت بر انتخابات در حضورشان موثر است.» فعلا به نظر مي رسد مردم چنان احساس گرفتاري مي کنند که اکثر کساني که اصلا حاضر نبودند به هيچ وجه در انتخابات شرکت کنند، دنبال يک صندوق خالي مي گردند که تا حد امکان مطمئن باشد.

شوک الکتريکي ابراهيم نبوي به مغز شما!

آقا! من غير از اينکه پيشنهاد مي کنم کساني مثل شادي صدر و شيرين عبادي و غيره به فکر نامزدي مجلس باشند، پيشنهاد مي کنم کساني مثل علي دائي از اردبيل، خداداد عزيزي از مشهد، رضا کيانيان و بهروز افخمي و ابراهيم حاتمي کيا از تهران نامزد شرکت در مجلس بشوند، حتي کشاندن کساني مثل الهي قمشه اي و خيلي از استادان دانشگاهها که احتمالا خط و ربط سياسي اصلاح طلبانه و بالعکس ندارند، از شهرستانها کار بسيار خوبي است، روي اين پيشنهاد فکر کنيد. راستي حالا که حرف از علي دائي و خداداد عزيزي و فوتباليست ها شد، اين خبر خوب هم حال مان را اندکي جا آورد که تيم ملي ايران با نتيجه 2 بر صفر بر تيم مالزي پيروز شد و به عنوان تيم اول گروه رفت براي مسابقه با کره جنوبي. تبريک تبريک تبريک.

ماضي بعيد: انرژي هسته اي حق مسلم ما بود؟

فکر مي کنيد الآن اگر از احمدي نژاد بپرسند وضع غني سازي چطور است، چه جوابي مي دهد؟ احتمالا مي پرسد: « غني سازي چي؟ من؟ من نگفتم غني سازي!» به نظر مي رسد که موضوع انرژي هسته اي هم مثل خيلي چيزها( منظورم چيزي که شما به آن فکر مي کنيد نيست.) در حال محو شدن از حافظه ملت و دولت است. خبرگزاري ها اعلام کردند که در جريان قطع برق در روزهاي اخير خسارات سنگين به پالايشگاهها وارد شد. همزمان با همين واقعه ميمون و مبارک و چي توز، وزير نيرو در کمال خونسردي اعلام کرد: «ايران صدور برق به کشورهاي همسايه را توسعه مي دهد.» آگاهان گفتند: تو که زدي خودت رو به اون راه، چي بگيم؟ در همين راستاي انرژي هسته اي، دويست تومن بسته اي، گند نيروگاه روسي اوکراين هم درآمد و ظاهرا نيروگاه هسته اي اوکراين به سرنوشت چرنوبيل دچار شده است. ما را ببين که روي کي حساب کرده بوديم! البته قضيه نيروگاه هسته اي ظاهرا خيلي وحشتناک تر از اين چيزهاست، چون به دنبال زلزله در ژاپن، فعاليت بزرگترين نيروگاه هسته اي ژاپن هم متوقف شد. حالا جان مادرتان! بيخودي اسب کورش و داريوش مان دور برندارد، کشوري که قبرستان بهشت زهرايش اعلام مي کند که به دليل مشکل سوخت بنزين از جابجايي مرحومين مغفورين معذور است، چطوري مي خواهد نيروگاه انرژي هسته اي را که اگر مثل صنعت نفت امروز ايران اداره شود، هفته اي يک فاجعه اتمي اتفاق مي افتد، اداره کند؟ باز خدا را شکر که اين محمود خوش تيپ آلزايمر دارد، يادش مي رود، وگرنه ما بوديم و چرنوبيل در اردبيل. البته امروز احمدي نژاد يک گلواژه جديد پرتاب کرد و گفت: « بسيج تا نابودي فسادها خواهد ايستاد.» همان خانم معلم دبستان احمدي نژاد که دستماچ شده بود، گفت: « ببخشين اش، منظورش از فسادها همون مفاسد بود.»

مريد بازار و ريديم ديم

الآن وضع خاصي در مملکت امام زمان حاکم است، از يک طرف عده اي به اين نتيجه رسيدند که احمدي نژاد تمام شد ه است و بايد به فکر بعدي بود. عده اي هم دارند به اين فکر مي کنند که اين دو سال را چطوري طاقت بياورند. البته همه اينطور نيستند، عده اي هم تازه وقتي که يارو تاريخ مصرفش دارد تمام مي شود ياد مريد و مراد بازي افتاده اند. به دنبال اختلاف احمدي نژاد و صفار هرندي که از زبان شمقدري مشاور احمدي نژاد بيان شد، صفار هرندي گفت: «من از مريدان آقاي احمدي نژادم.» آگاهان به صفار هرندي گفتند: «در مورد تو مشکلي نيست، هر غلطي دلت مي خواد بکن.» صفار هرندي که هفته قبل در مورد کودتاي خزنده در مطبوعات هشدار داده بود، گفت: « کودتاي خزنده را من نگفتم.» احتمالا تا هفته ديگر صفار هرندي خواهد گفت: اصلا صفار هرندي من نيستم.

در همين راستا، احمدي نژاد گفت: « اظهارات مشاورم توهين به من است.» آگاهان به احمدي نژاد توضيح دادند که زياد خودش را ناراحت نکند، چون مشاور ايشان هم يکي از مردم عادي ايران است و همان کاري را کرده است که مردم در اين دوسال از صبح تا شب دارند انجام مي دهند. البته وسط اين شاهکارهاي آفرينش، يک دفعه رئيس هيئت مديره بيمه ايران همچون ستاره اي تتق زد و درخشيد و گفت: « دستور احمدي نژاد واجب الاطاعه شرعي است.» البته آگاهان به بيمه شوندگان اعلام کردند که اصلا نگراني بابت قراردادهاي بيمه شان نداشته باشند، چون خوب کسي مدير بيمه است، کسي که تا اين حد مواظب است که تصادف نکند و مشکلي پيدا نکند، حتما مواظب بيمه مردم هم هست. از طرف ديگر مهدي شهيد کلهري، يا همان کلهر، مشاور احمدي نژاد در امور ليلا فروهر و تهرانجلس گفت: «ده درصد بودجه دستگاههاي اجرايي بايد صرف تبليغات شود.» آگاهان اين کاهش عظيم در بودجه تبليغاتي دولت را به مردم تبريک گفتند و اظهار اميدواري کردند که اين سي درصدي که تا به حال صرف تبليغات دولت و سفرهاي استاني و بين المللي و خاصه خرجي هاي نامه بازي و تبليغات تلويزيوني و غيره مي شد، از اين به بعد به شکل ديگري تلف شود. و مهم ترين خبر احمدي نژادي اين که رسانه هاي مملکت گل و بلبل اعلام کردند که « موزه يادمان رياست جمهوري احمدي نژاد » بزودي ايجاد مي شود. اختمالا قرار است اسم اين موزه را « تماشاگه عبرت» بگذارند. ولي خودمانيم! دقت کرديد همه دارند با احمدي نژاد مثل کسي که مشرف به موت است و بايد به فکر خرما و حلواي مجلس ختمش بود، برخورد مي کنند؟

ترس برادر خودمان است

يکي از نوشته هايي که در سال گذشته مرا شديدا تکان داد و به فکر فرو برد و وادار شدم در مورد نحوه برخورد خودم در زندان و در دوران کار مطبوعاتي که عملا کار سياسي هم بود، فکر کنم نوشته اي بود که در خاطرات « هيلاري کلينتون» خواندم. نوشته بود که وقتي مي خواستم وارد سياست شوم خيلي فکر کردم و زماني تصميم گرفتم وارد سياست شوم که مطمئن شدم شجاعت تحمل برخوردهاي مخالف يا فشارها را خواهم داشت. شايد گفتن اين حرف از طرف من که حالا بيرون گود نشسته ام، يا در دسترس خطر نيستم، چندان جالب نباشد، ولي واقعا خيلي از ما ايراني ها اين قدر از فعاليت سياسي دچار ترس هستيم که همين ترس باعث مي شود طرف مقابل مان هميشه با اعتماد به نفس بيشتري با ما برخورد کند. اين روزها روزهاي سختي است، اگر فعالان سياسي کشور کمي شجاعانه تر، الزاما منظورم گستاخانه نيست، برخورد نکنند، روزهاي سخت تري در انتظار همه است. يک هفته است که دارم روي جمله پروين اردلان فکر مي کنم که گفت و نقل کردم که « مقاومت دائمي، سرکوب دائمي را به چالش مي کشد.» رمضان زاده گفت: « ما در ايران مي مانيم و جلوي هرکسي که خواست مملکت را بفروشد، مي ايستيم.» آگاهان چيزي نگفتند، کمي خجالت کشيدند و آرزو کردند که کاش کار ديگري کرده بودند.

کدام روزنامه هاي دوم خردادي؟

جالب است، مي زنند 150 روزنامه و نشريه را در هشت سال تعطيل مي کنند و نفس همه را مي برند و تازه بعد از همه اين زد و بند، رسالت مي نويسد: «صاحبان رسانه هاي جبهه دوم خرداد بايستي در روزنامه هاي تحت نظر خود بازنگري جدي کنند.»

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت 19:49  توسط حسنی سعادت  | 

مطالب قدیمی‌تر