اردوان روزبه - در دو دوره به شکلی جدی اقلیت بهایی در ایران مورد فشار بوده است: اول در ابتدای انقلاب اسلامی ایران و دوم پس از آغاز به کار دولت نهم.
برخی از بهاییان اشاره میکنند اگرچه در دیگر دورهها نیز این اقلیت مصون نبوده، اما این دو دوره بیشترین فشار را بر آنها به همراه داشته است.
دستگیریهای اعضا انجمن یاری در شیراز و مشهد و برخی دیگر در شهرستانهای شمالی ایران از جمله این موجهای تازه بود که در امسال شاهدش بودیم.
در همین حال آیتالله منتظری با اشاره به اینکه اختلافات دینی بین آنها و فقه شیعه وجود دارد، تامین جانی آنها را از وظایف حکومت برشمرد و آنها را دارای حقوق برابر با سایر شهروندان دانست.
اما برخورد با این اقلیت دینی فقط در دستگیری اعضای انجمن یاری و افراد سرشناس آن محدود نشده است، چرا که بنابر گفته محمد اولیاییفرد، اینک دانشجویان بهایی هم برای ادامه تحصیل خود در دانشگاههای ایران با مشکلاتی مواجه شدهاند.
با شرایط بهوجود آمده، از این پس آنها مدرک تحصیلی هم نخواهند گرفت. او وکیل چند دانشجو است که از تحصیل و دریافت مدرک به دلیل بهایی بودن محروم شدهاند.

در جریان هستیم چند دانشجوی بهایی که مشکلاتی در رابطه با تحصیل آنها بهوجود آمده است از موکلین شما هستند. ابتدا روشن کنید آیا به لحاظ قانونی، بهاییها ممنوعیتی برای تحصیل دارند و دوم اینکه موکلان شما با چه مشکلی مواجه هستند؟
در خصوص موکلان بهاییام باید بگویم این موکلان که چند نفر از دانشجویان هستند از سال ۸۴ با دستور اخراج خود مواجه شدند.
از این سال اخراج دانشجویان بهایی و همچنین عدم ثبتنام افراد بهایی آغاز شد. اینکه عرض میکنم از سال ۸۴ به دلیل این است که از زمانی که دولت آقای احمدینژاد روی کار آمد، این موج سنگین برخورد با دانشجویان این اقلیت دینی آغاز شد.
حتی افرادی که در دانشگاه قبول شده بودند هم ثبت نام نشدند و افرادی هم که به عنوان دانشجو در دانشگاه بودند، اخراج شدند.
ابتدا به شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه مربوطه و سایر مراجع مراجعه کردیم، اما اصل کار دست شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، چرا که مدارکی به دست ما رسیده است و اشاره دارد، طبق مصوبهی شورای عالی انقلاب فرهنگی که به دانشگاهها ابلاغ شده، بهاییان نمیتوانند ادامه تحصیل بدهند و یا اصلاً وارد دانشگاه شوند.
بعد از به دست آوردن این مدرک، مسوولان شورای عالی انقلاب فرهنگی به ما اعلام کردند، مدرکی که دست شماست جعلی است و ما چنین مصوبهای نداریم.
در نهایت مجبور شدیم مساله را از راه قانونی و به شکل اقامه دعوی علیه شورای انقلاب فرهنگی و همچنین علیه دانشگاه مربوطه و وزارت علوم طرح کنیم.
در ابتدای کار تقاضای دستور منع موقت کردیم که این دانشجوها بتوانند به دانشگاه برگردند تا نتیجهی کلی اعلام شود. ولی دادگاه به طور موقت هم حکم مخالفت با ادامهی تحصیل دانشجویان را داد.
در بررسی پرونده رای دادگاه دیوان عدالت اداری هم حاوی نکاتی است. نکته اول، رد کردن شکایت است، در این خصوص اعلام کردهاند که شکایت شما نمیتواند قابل قبول باشد.
نکتهی دیگر این است که اگرچه ما علیه شورای عالی انقلاب فرهنگی اقامهی دعوی کردهایم اما در این دادگاه به شکایت ما رسیدگی نشده است.
اما آنچه برای ما مسلم شد این است که دیوان عدالت اداری در رای خودش اعلام کرد که طبق پاسخ واصله از خواندگان با توجه به اینکه وضعیت موکلین شما با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تطبیق ندارد، بنابراین شکایت شما رد میشود.
یعنی دیوان عدالت اداری در رای خود به این اقرار کرد که شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبهای دارد که مانع از ثبتنام و یا تحصیل دانشجویان بهایی میشود.
از سویی ما در ادامهی راه، به سند مهمتری هم برخورد کردیم که در هشتاد و سومین جلسهی شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ ۶ / ۱۱ / ۱۳۶۵ مصوب شده بود، که من متن آن را برای شما میخوانم:
«مقرر میگردد که به دیوان عدالت اداری، کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی و بازرسی کل کشور اعلام شود که احکام نهایی صادر شده توسط هیات مرکزی گزینش دانشجو و کمیتهی مرکزی انظباطی براساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است و با توجه به اظهارنظر حضرت امام امت نسبت به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، نهادهای مذکور نباید با این مصوبات مخالفت کنند و احکام مذکور را مورد سوال و تردید قرار دهند.»
این یک مصوبهی بسیار سیاه است که گفته است یک مرجع قضایی به نام دیوان عدالت اداری که دارای قضات است و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس یعنی نمایندگان مردم و همچنین بازرسی کل کشور که نهادی زیر نظر قوهی قضاییه است، نباید روی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهارنظر کنند.
یعنی هر سه قوهی مقننه، مجریه و قضاییه نمیتوانند این مصوبات را رد کنند و این به مثابه آن است که انگار مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی وحی منزل است.
این موضوع ما را با بنبست حقوقی مواجه کرده است. اما از طرفی دیگر تهدیدات جانی وجود دارد و بنده مورد ضرب و شتم قرار گرفتهام و تحت فشار هستم به این عنوان که: شما دست از این کار بردارید و ادامه ندهید.
به هر حال، ما دو گزینه را روی میزمان داریم: یک گزینه این است که رییس قوهی مجریه یعنی دولت نهم به دلیل اینکه ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی به عهدهی وی است اعلام کند مصوبات جدیدی در نظر گرفته شود تا در نهایت این اقلیت دینی هم بتواند به تحصیل ادامه دهد.
میدانم این گزینه برای ما نتیجه بخش نیست. ولی گزینهی بعدی این است که ما این مصوبات و این مدارک را به نهادهای بینالمللی، سازمانهای حقوقبشر از جمله دبیرکل سازمان ملل، آقای بان کیمون و همینطور گزارشی به شورای حقوق بشر بدهیم تا بلکه از این بنبستی که برای موکلین بهایی من بهوجود آمده است خارج شویم.
در حال حاضر، اساساً دانشجویان بهایی اجازهی ادامه تحصیل دارند یا خیر؟
تا آنجایی که اطلاع دارم، طبق مصوبهی شورای عالی انقلاب فرهنگی کسانی که تا این زمان در حال تحصیل بودهاند، همگی از دانشگاه اخراج شدهاند.
بنابراین بعید به نظر میرسد که در حال حاضر فرد بهایی که در فرم گزینش دانشجو خود نوشته باشد که من بهایی هستم، اکنون نیز در حال ادامه تحصیل باشد.
شما میگویید این مصوبه در گذشته تصویب شده بوده و متعلق به الان نیست، پس این سوال بهوجود میآید که چرا مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در ارتباط با بهاییان مشغول به تحصیل، از سال ۸۴ اعمال میشود؟
امکان دارد این مواد در گذشته تصویب شده باشد، اما بحث اختلاف در ابلاغ است. امکان دارد یک مصوبه در یک مقطع زمانی تصویب شده باشد، ولی اجرای آن مسکوت گذاشته شود.
در حال حاضر که در مصوبات نگاه میکنم، یکی در تاریخ ۱۱ / ۸ / ۱۳۸۵ به دانشگاهها ابلاغ شده است و دیگری هم در اواخر سال ۸۴ و اوایل سال ۸۵.
بنابراین هنوز به این نتیجه نرسیدهایم که این مصوبات در چه تاریخی تصویب شده است، اما تاریخ ابلاغ و اجرای آن اواخر ۸۴ و اوایل ۸۵ بوده و تا الان هم این عمل ادامه دارد که با تاریخ روی کار آمدن دولت احمدینژاد تقارن دارد.
چهارشنبه 22 آبان1387 - 18:23
|
|