تبليغاتX
حسنی سعادت - دانشگاه مدرن در پرتو جنبش زنان
 

  فارسي    العربيه   English  RSS 
جستجو: 

دانشگاه مدرن در پرتو جنبش زنان

 حوزه و دانشگاه/ شماره مطلب: 658
مرتضي سيمياري*

‎مصائب انديشه و آزادي‎

موانع انديشه و ازادي در ايران به طور مشخص منتهي به دولت هاي استبدادي نمي گردد، بلکه فربگي ساختار استبداد ‏فرهنگي در ايران در پذيرش گفتمان هاي انتقادي و تعاملي داراي خاستگاه روشن فکري در ايران نيز هست. به همين جهت ‏است که در تاريخ ايران نقش زنان دچار سانسور گرديده است و در بهترين شرايط رگه هايي از حضور انجمن مخفي در ‏انقلاب به صورت مبهم و ايدئولوژيک نگارش مي يابد.‏

در ايران مجال طرح انديشه به مفهوم استمرار و ماندگاري براي ازاد انديشيدن نبوده است. در واقع ازادي هاي سلبي در ‏ايران به يک سري افراط گرايي و تند روي هايي منتهي گرديده که نهايت ان پس زدن انديشه از سوي بافت سنتي و يا دولت ‏استبدادي بوده است‏‎ ‎وبه همان ميزان نيز حکومت مردمي به سبب چنين ديدگاهي نهادينه نگرديده و به تعبيري رشد ‏دموکراسي در ايران از نوع دموکراسي سياسي بوده است. از جمله موارد قابل طرح در اين مقوله وضعيت پذيرش حقوق ‏زنان به عنوان حق طبيعي بوده است که گاهي در ورطه شبه مدرنيسم تحميلي و در سنتز ان با ابعاد سنتي و عرفي جامعه ‏ايران به بنياد گرايي منتهي شده است. در سال 1313 همزمان با ديدار رضا پهلوي از ترکيه و مشاهدات اصلاحات ‏مصطفي کمال پاشا موسسات اموزشي به ويژه دانشگاه تهران در هاي خود را بسوي دختران و پسران باز کردند. اماکن ‏عمومي مانند هتل ها و سينماها در صورت تبعيض قايل شدن بين زنان مي بايست جريمه سنگيني مي پرداختند. البته در ‏وراي چنين اصلاحاتي سازمان هاي فرهنگي وشبه سياسي جايگزين انجمن زنان وطن پرست و حزب سوسياليست شد و در ‏قبال برخي ازادي هاي ابتدايي، رضا شاه دستور کشف حجاب داده و چادر به سر کردن را ممنوع اعلام کردو در واقع تنش ‏بين حجاب اعتقادي و اجبار را در ايران گسترش داد. درد اور بود که از مقامات عالي رتبه تا رفتگر در صورتي که همسر ‏او با حجاب در مراسم هاي رسمي حاضر مي شدند دچار قهر پادشاهي مي شدند و مجازات مي گرديدند. در واقع اين نوع ‏ازادي ها در برابر عقايد ملت، شکاف دولت ـ ملت را در ايران گسترده تر مي کرد واز سوي ديگر در قوانين هنوز مردان ‏از زنان برتر بودند به عنوان مثال در قانون مدني سال 1314 مرد سرپرست خانواده بوده و داراي حق طلاق و داشتن 4 ‏همسر بوده در حالي که زنان حق راي و شرکت در انتخابات را نداشته اند. ‏

‎مصائب اصلاحات اموزشي در ايران‎

قبل از بررسي نوع و روش اموزش در جامعه زنان ايران بهتر است ابتدا نگاهي به وضعيت اموزشي و نوع اصلاحات ان ‏در دو سلسله پادشاهي در ايران داشته باشيم. اصلاحات اموزشي در دوره قاجاريه در ايران در نبرد سنت و مدرنيته و نه ‏گفتمان تعاملي صورت مي گرفت به طوري که مستشار الدوله در نقد شيوه اموزش در ايران تعليم و تعلم در فرنگ را از ‏الزامات و وظايف مي داند و به نوعي سکو لاريسم اموزشي در روند جدايي اموزش معارف و علوم و فنون نوين مي ‏پردازدکه حاصل ان در اثر حمايت پادشاهان باعث برتري مکتب خانه ها که مجموعه اي از اموزش هاي اوليه و معارف ‏اخلاقي بود بيانجامد. از سوي ديگر تلاش هاي گفتمان هاي تعاملي در بومي سازي اموزش مدرن نيز با مخالفت هاي جدي ‏رو برو بود. ميرزا حسن رشديه در دست نوشتهاي خود مي نويسد: "در ايروان به دنبال تغيير در برنامه هاي مکتب خانه ‏اي بودم و مي خواستم همان مکتب خانه را رسميت بدهم علما مانع شدند گفتند تاسيس مکاتب و مدارس خارج رويه داراي ‏اجازه شرعي نيست". نکته پر تامل اين دست نوشته ها فرصت طلبي پادشاهان قاجار در نبرد سنت ـ مدرنيته در ايران است. ‏وي مي نويسد:"ناصر الدين شاه در سفر به ايروان در ماه محرم از مدرسه ديدار کرد و مرا تشويق کرد". اما پس از مدتي ‏چون شيوه اموزش و اگاهي را مطابق با رسم فرمانروايي خود نمي ديد در حمايت از علما رشديه را بازداشت مي کند. ‏
اما مشکل اصلاحات اموزشي تنها در چنين تحليلي نمي گنجد، به طوري که روزنامه اختر در نقد اموزش در مدارس ايران ‏به نکته ديگري اشاره مي کند: "اموزش در مدرسه هاي ملتي تنها براي مقامات است و هيچ علمي در ايران به صورت ‏مرتب رواج ندارد" که چنين برداشتي تنها در حفظ موقعيت پادشاهان توجيه مي شود. ‏

در دوره اصلاحات پهلوي در ايران با وجود 12 برابر شدن ثبت نام سالانه دانش اموزان و تاسيس 110 دبيرستان ‏خصوصي و 241 دبيرستان دولتي و افزايش رقم دانش اموزان به 28194 نفر نکته مهم ان بود که فارغ التحصيلان ‏دانشگاهي به صورت تکنيسين و استاد وارد خدمات دولتي گرديده و به فربه کردن بوروکراسي دولتي پرداخته و در برابر ‏ان طبقه متوسط توليد کننده تضعيف شده و توانايي ان در طرح نگرش انتقادي در برابر چنين اصلاحاتي کم اثر مي شد. در ‏دوره اصلاحات اموزشي رضا شاه وضعيت زنان بهتر از وضعيت روشن فکران نبود. اولين مدارس دخترانه در ايران ‏توسط ميسيونر خارجي به وجود امد. در سال 1252 قمري نخستين مدرسه ميسيونري را امريکايي ها در اروميه بنيان ‏گذاشتند. در سال 1253 خواهران سن ونسان در تهران مدرسه دخترانه سن ژوزف را تاسيس کردند. در سال 1299 مدرسه ‏ژاندارک تاسيس شد که به هيچ عنوان مديريت اين مدارس و نحوه اموزش در انها برعهده ايرانيان نبود و قاعدتا در بر ‏گيرنده تمايلات بافت اجتماعي ايران نبوده است. نخستين مدرسه دخترانه ايراني مدارس دخترانه ارامنه و سپس مدرسه ‏اليانس مخصوص دختران يهودي بود. اولين مدارس براي دختران مسلمان با شيوه مديريت ايراني با سختي فراوان تاسيس ‏شده است از جمله مدرسه پرورش توسط طوبي رشديه در سال 1321 و نيز مدرسه مخدرات در سال 1323 بوده است و ‏در دوره دوم مجلس شوراي ملي قانون معارف اجباري جزو مسئوليت هاي دولت قرار گرفت. نکته بسيار مهم ان بود که با ‏وجود چنين اصلاحاتي اشفتگي اجتماعي در ايران در دوره رضا شاه به گونه اي بود که ساده ترين مسائل مانند رفت و امد ‏به مدارس براي دختران بسيار پر مشکل بوده و برخي از دختران مجبور بودند از روي پشت بام ها به مدرسه بروند و ‏اموزش در مدارس اغلب به خياطي، نقاشي، رسم هندسي، خانه داري، و موسيقي ختم مي شد. ‏

‎زنان و مصائب دانشگاه در ايران‎

در دوره نخست وزيري وثوق الدوله مدرسه دار المعلمات و نيز کالج البرز تاسيس شد. در حالي که تا سال 1315 هيچ راه ‏و منفذي براي ورود زنان به اموزش عالي در ايران وجود نداشت در حال حاضر جامعه ايران دچار تغييرات اساسي نسبت ‏به گذشته گرديده است. تعدا د داوطلبين زن براي ازمون سراسري سال 86 27/62 درصد کل داوطلبين بوده است و از ‏سوي ديگر تعداد پذيرفته شدگان زن در مراکز اموزش عالي دولتي در همان سال 285 هزار و 634 نفر بوده است که ‏طبق اعلام رسمي نسبت به سال 75 بيشتر از سه برابر و نسبت به دهه گذشته 20 برابر گرديده است. با وجود چنين رشد ‏چشم گيري مرکز پژوهش هاي مجلس نسبت به حضور زنان در در دانشگاه ها هشدار مي دهد و اين حضور را به بر هم ‏خوردن تعادل اقتصادي در ايران تفسير مي کند؛ از سوي ديگر برخي محافل روشن فکري چنين حضور گسترده اي از ‏زنان در دانشگاه ها را عامل تضعيف جنبش دانشجويي دانسته و هشدار به غير سياسي شدن دانشگاه ها مي دهند. مشکل ‏جامعه ايران فراتر از امارها مي باشد و از سوي ديگر مراکز پژوهشي و روشن فکري در ايران بر اساس امار ها تصميم ‏گيري مي کنند. در واقع جمع بندي نگاه امار محور مرکز پژوهش هاي مجلس ان است که چند هزار زن ايدزي در ايران ‏چون شامل تعدادي کم از کل جامعه ايران مي شود لابد هشدار جدي نيز براي رشد سريع ايدز در ايران نمي باشد. در حالي ‏که در تعريف تعادل اقتصادي شاخص جنسيت لحاظ نشده و رابطه منطقي بين اين دو عامل وجود ندارد. چنين نگاهي بر ‏زنان در ايران نشان دهنده نه يک واقعيت علمي بلکه ناشي از تحولات سياسي در ايران مي باشد. که باعث بي اهميت شدن ‏نقش زنان در تحولات اجتماعي مي گردد. ‏

‎مسئله زنان در جنبش دانشجويي ايران‎

اگر تاريخ معاصر ايران مورد بررسي قرار بگيرد، زنان در دوره اي وارد تاريخ مي گردند که شرايط و فرصت پيشرفت ‏در ان حوزه براي انها فراهم باشد. اگر نگاهي به کتاب هاي منتشر شده بخصوص رمان هاي منتشره از دوره رضا خان به ‏اين سو تا ابتداي انقلاب بيندازيم زنان ايران در دو پارادايم در دو سر يک پيوستار در دو قالب زن سنتي خانه نشين ويا يک ‏زن در حوزه مسائل پارتيزاني ديده مي شوند. بعد از انقلاب به تدريج در يک دهه عبور از نام زن به تدريج شاهد رشد زنان ‏از يک زن عاشق پيشه به سوي يک زن فعال در حوزه عمومي هستيم که با عبور از پذيرش نقش هاي اجتماعي به سوي ‏يک زن اوانگارد انتزاعي ميل پيدا مي کند اما در هيچ دوره اي به طور مشخص نقش زنان در تحولات اجتماعي به صورت ‏ثابت مشخص نمي باشد. گزيده روشن فکري ايران در دانشگاه ها تبلور دارد. يعني اينکه حضور زنان در جنبش دانشجويي ‏در قبل انقلاب به صورت بخشي از جنبش چريکي و در بعد از انقلاب با يک تاخير فاز در حضور با شتاب حامل يک سري ‏شعا رهاي انتزاعي مي باشد. تجربه حضور چهار ساله ام در انجمن هاي اسلامي و دفتر تحکيم وحدت نشان مي دهد با ‏وجود پتانسيل بالاي جنبش دانشجويي در پذيرش زنان بعنوان بدنه فعال خود، کميت تعدادزنان به طبع حضور بيشتر در ‏دانشگاها کمتر از اقايان است، دو علت مي توان رامي توان براي عدم پذيرش نقش بيشتر در زنان مورد برسي قرار داد. ‏

الف- دامنه مقابله با عوامل نفي حق انتخاب در زنان از مرکز خانواده به سمت اجتماع مي باشد. يعني موانع حضور ‏اجتماعي زنان در ايران از پايين به بالاست، که البته همان طور که در موانع اصلاحات اموزشي در ايران گفته شد. نظام ‏هاي حاکم نيز اين موانع را تقويت کرده اند. لذا حجم بالا مبارزات زنان ايران در بستر مبارزه با ساختارهاي غلط عرفي در ‏ايران مي باشد؛ در واقع تلاش زنان ايران در ابتدا در شکستن و جدا کردن حفظ اصول خانوادگي از نقش و فعاليت اجتماعي ‏مي باشد. در واقع مبارزه زنان ايران به مراتب فرهنگي تر و مبارزه در جهت سکولار کردن ذهن جامعه ايران است، لذا ‏مجال انتقاد مستقيم از حاکميت کمتر بروز مي يابد در واقع گذار از خانواده سکولار در ايران موانع جديد تري را براي انها ‏تعريف مي کند که نقش زنان را پر رنگ تر خواهد کرد. لذا فضا سازي براي حضور زنان در فعاليت سياسي ـ اجتماعي ‏گامي موثر در سياسي شدن زنان عرفي ـ سنتي جامعه ايران خواهد بود. ضمن انکه زنان ايران بعلت ساختار استبداد ذاتي ‏ايران محافظه کار تر از مردان در عرصه اجتماعي تلقي مي شوند که اين ناشي از پايين بودن سطح امنيت اجتماعي زنان ‏در جامعه است که باز دليل محکمي در حضور زنان در عرصه فعاليت سياسي مي باشد. ‏

ب- جنبش مي 1968 عصر حضور دانشجويان در فعاليت سياسي بوده است. انها بيانيه مي دانند و تظاهرات برگزار مي ‏کردند، اما نقش زنان در ابتداي ظهور جنبش بسيار محدود ودر حد فراهم کردن لوازم مبارزه براي مردان بوده است، مردان ‏خواسته هاي زنان را غير سياسي درک کرده و انها را محدود مي کردند لذا کم کم زنان خود را در کميته هاي مخصوص به ‏خود طبقه بندي مي کردند. کنگره زنان در فرانکفورت المان با شعار فاعليت زنان در سياست گامي جديد در ظهور زنان ‏بود. در ايران تشکيل کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت و تشکيل جلسات ان به صورت مجزا در تعيين خواسته هاي سياسي ‏دختران دانشجو باعث مي شود ساختار هاي قدرت دچار تغيير گردند؛ در واقع تلاش براي حل زندگي روزمره در مسائل ‏سياسي، اجتماعي در ايران است. در واقع نقش زنان بگونه اي است که زودتر از هر جريان ديگري مي توانند در گفتار ‏دوره سوم دفتر تحکيم در فربه کردن شعار حضور مدني ـ سياسي در حوزه عمومي نقش ايفا کند. در واقع حضور زنان مي ‏تواند تغيير حد اقلي در مولفه هاي جنبش اجتماعي کلاسيک ايران در رهبري و تبيين استراتژي باشد. به عبارت ديگر ‏حضور زنان تجربه رسيدن به دموکراسي از خانواده به سوي جامعه و در واقع حضور در اجتماع و نگاه به سياست است. ‏

‏* دبير واحد اجتماعي دفتر تحکيم وحدت




سه شنبه 24 دی1387 - 22:58 |

در رسانه ها

 
ستون « جادوی عدد »/ روزنامه قدس
ناگفته های روز / پارسی بلاگ
من در آفتاب!
من در ویکی پدیا!
گزارش جوان از حضور «روایت عشق» در نگارخانه رضوان/ ماهنامه جوان
من در پارسی یار!
من در کلوب!
حسی به وسعت شهروندان/ سایت شهربهشت
روايتي ديگر از ديدار دانشجويان مشهدي با رهبر ؛ خنده و گريه ، فرياد و سكوت / روزنامه قدس
بانک اطلاعات نشریات کشور
40دقیقه با «مهندس جوان»/ ماهنامه جوان
گروه اصلاح طلبان تحول خواه
تبار شناسی یک نسل خسته: شما جوانان روغن نباتی هستید!/ نشریه مکتوب
گزارشي از اختتاميه جشنواره تلخ و شيرين دانشجويي
جشنواره نشریات تجربی در مشهد برگزار شد
حضور رسانه ها در دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه
کلوبلاگ
روزي که مردم درهاي دانشگاه را گشودند
وابستگي به سنتها، مهمترين شاخص خانواده ايراني / پرونده روزنامه قدس
عشق در تالار شيشه اي/ پرونده روزنامه قدس
 

گالري تصاوير

 
برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید
 

آب و هوا

 
 

آمار سايت