در لحظه تحویل و دگر گشتن سال/ با سبزه و تُنگِ ماهی و آبِ زلال
بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا / مانند نسیم، می پَرَم، بی پرو بال
شفیعی کدکنی
از بهار و برای بهار نوشتن دشوار است. بهار و خصوصا نوروز یکسر امید است و سرخوشی. بهار یک آغاز است که در میانه ی راه دچارش می شویم. باید به گذشته ای نگاه کنیم که آینده را می سازد. گذشته ای که گاها تاریک است و آینده ای که خاکستری ! ؟
این که چگونه این سال را شروع کردیم و چگونه به پایانش رساندیم را همه در روزنامه ها و مجلات خوانده ایم. اما ورای این ها به این نکته می رسیم که چه امیدی در این همه اخبار خوب و بد خواهد بود! چه نوید روزهای خوب و خوش را خواهیم داشت که بخوانیم و بخندیم.
فطری بودن داشتن امید به روزهای خوب در انسان خصوصا با آمدن بهار تشدید می شود که می تواند هر چند تصنعی ما را در وادی حول حالنا قرار دهد. سال88 که واج آرایی عدد 8 را به یدک دارد شاید از یمن آن بهترین ها را برایمان رقم زند. ما که در گذشته هر چه خواستیم عنایت شده است؛ اینترنت خوب، ماهواره خوب، دولت خوب، دانشگاه خوب، خلاصه به قول معروف از جلو، ازپشت، بالا... به ما خوب می رسند الحمدالله...
هر چه هست سال نو شده است و رخت کهن باید از تن درید. آرزوی سال خوب برای همه . . .
یکشنبه 25 اسفند1387 - 19:15
|
|