تبليغاتX
حسنی سعادت - من، دکتر و شیخ!
   

  فارسي    العربيه   English  RSS   جستجو:

من، دکتر و شیخ!

 یادداشت/ شماره مطلب: 696

دیگر باز شب شده بود اما این بار زمان به سرعت سپری می شد. سرانجام مناظره داغ دیگری که هواداران دکتر و شیخ منتظر آن بودند برگزار شد. جایی که دکتر از یک جناح و شیخ از جناح دیگر رو در روی هم و در مقابل ملت قرار گرفته بودند.

 

شیخ آغازکننده و دکتر پایان دهنده بحث انتخاب شده بود. ملت منتظر بودند که شیخ چه مسئله مهمی را به عنوان شروع بحث خود با دکتر مطرح می کند اما شیخ در عین ناباوری موضوعات واهی را مطرح کرد که عقل جن هم به آن نمی رسید. شیخ 10 دقیقه در این موضوع صحبت کرد و دکتر تمام آنرا ظرف 10 ثانیه پاسخ گفت.

 

دکتر از ابتدای صحبت تا انتها تلاش های خود و دوستانش را در قالب اطلاعات آماری و نموداری به سمع و نظر ملت رساند و با مقایسه عملکرد دولت خود با دیگر دولت ها به بسیاری تخریب های صورت گرفته پاسخ داد. شیخ تمام آنها را با تکیه بر گفته کارشناسانش تکذیب می کرد. حتی «نَن جون»اش را با خود هم عقیده می دانست.

 

شیخ با شنیدن آمارهای متعدد از سوی دکتر دهانش برای مدتی باز مانده بود و در صحبت هایش دچار نوعی اصلاح الگوی مصرف حروف شده بود که دکتر را «آقای احمدنژاد» خطاب می کرد. دکتر هم که متوجه این موضوع شده بود هرگز به روی خود نیاورد. هرچه باشد شیخ شاید جای پدر دکتر بود. 

 

دکتر از شیخ می خواست که به مواضع امام(ره) برگردد زیرا که او برای دکتر فردی قابل احترام بود. دکتر خاطرنشان می کرد که نیروی های انقلاب مدافع آمریکا نمی شوند زیرا شیخ همان گفته هایی را می گفت که چندی پیش از مقامات عالی رتبه ایالات متحده شنیده بودیم. شیخ همچنان بر گفته هایش پافشاری می کرد.

 

شیخ آمارهای ارائه شده توسط دکتر را که از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار بود به استناد گفته های کارشناسانش همچنان تکذیب می کرد و معترض بود که این اطلاعات صحیح نیستند. دکتر معتقد بود رییس جمهور باید کارشناس ارشد باشد و یادآور شد که اگر این اطلاعات را رد کنید در واقع کارنامه فعالیت های خود را زیر سوال برده اید.

 

دکتر به شیخ ابراز علاقه می نمود اما شیخ خیر. صحبت های دکتر آنچنان بر جان شیخ ضربه می زد که شیخ خود را نمی توانست کنترل کند و باعث می شد میان صحبت های دکتر بیاید. هر چند مجبور می شد برای این کار بارها از دکتر عذرخواهی کند اما زمان صحبت های دکتر را ناخواسته می گرفت.

 

شیخ از هر ترفندی برای ایراد وارد کردن بر عملکرد مدیریتی دکتر استفاده می کرد تاجایی که پرونده های غیر از زمان ریاست جمهوری دکتر را به میان کشید. دکتر قوه قضاییه را شاهد تمام فعالیت های خود دانست و شیخ را به آن ارجاع داد که اگر حتی یک مورد می یافتید در روزنامه تان چاپ و گوش فلک را کر می کردید.

 

دکتر برای نشان دادن حسن نظر خود بحث اعلام اموال نامزدها و نزدیکان شان را مطرح نمود تا از این طریق فساد مالی افراد بر ملت مشخص شود. شیخ که این موضوع به مزاجش خوش نیامده بود تا پایان مناظره از بحث در این موضوع خودداری کرد. هرچند دکتر در مقاطع مختلف این موضوع را به شیخ متذکر شد.

 

شیخ شکست خود را به چشم می دید و زمان به سرعت به ضرر او در حال سپری شدن بود. ناگهان به ذهنش مطلبی خطور کرد که شاید بتواند حداقل امتیازی از این مناظره با خود به ستاد ببرد. این بود که موضوع وام های «محصولی» را عنوان کرد. دکتر هم قاطعانه اعلام کرد که «محصولی» هر وامی دریافت کرده باشد تقدیم شیخ می کند.

 

دکتر توهمت های روزنامه منتصب به شیخ به خود و همسرش را خاطرنشان شد ولی شیخ از این اتفاق ابراز بی اطلاعی کرد و قسم جلاله یاد کرد. این موضوع باعث شد دکتر به شیخ تذکر دهد که کسی که به عنوان مدیر مسئول نداند چه مطالبی در روزنامه اش نوشته می شود چگونه می تواند کشور را اداره کند.

 

شیخ شجاعت دکتر برای به زبان آوردن حامیان مافیایی مهندس را تحسین کرد و معتقد بود که به شخصه چنین شجاعتی ندارد زیرا که منافع شخصی اش بر منافع ملی ارجحیت دارد. دکتر مسئله دریافتی های شیخ از «جزایری ها» را آغاز فساد مالی خواند ولی شیخ پاسخ درستی در این رابطه به ملت ارائه نکرد. 

 

دکتر متعجب شده بود زیرا که شیخ سالیانی است در حوزه درس خوانده تا شیخ شده است لذا باید به ادبیات عرب مسلط باشد اما نبود که نبود. شیخ با خوشحالی عکسی را از جلسه سران کشورهای عربی خلیج فارس که دکتر در آن عکس حضور داشت به ملت نشان می داد و معتقد بود خلیج فارس ما خدشه دار شده است. دکتر ناچارا شیخ را به اساتید عرب ارجاع داد تا حداقل تفاوت مضاف و مضاف الیه برای شیخ مشخص شود. دکتر تنها متعجب نشده بود، در ذهن خود برای شیخ افسوس می خورد. شیخ آن شب با گفته هایش ملتی را شاد کرد. 

 

شیخ هرچه کرده بود به در بسته خورده بود. هر کاری که به ذهنش می رسید انجام داد. مناظره کارزاری شده بود که شیخ را به تکاپو واداشته بود. دکتر با همان صلابت همیشگی پاسخگوی سوالات قابل بحث شیخ بود. از دکتر اصرار و از شیخ انکار زمان به نفع دکتر در حال گذر بود.

 

دکتر در آخرین صحبت های خود خطاب به ملت شریف ایران درخواست نمود که با انتخاب دوباره اش عرصه را برای عدالت گستری مهیا کنند و با آشنایی از چهره مافیایی برخی افراد و حامیان نامزدها فریب وعده های واهی آنها را نخورند. با اعلام پایان یافتن مناظره شیخ که می دیدید برای حامیانش پاسخی نخواهد داشت، همچنان معترض بود و غرولند می کرد.

 

 

مناظره دوم هم به پایان رسیده بود. رشته های پنبه شده شیخ دیگر به کارش نمی آمدند. من، دکتر و شیخ به روز 22 خرداد چشم دوخته ایم. امید به آنکه ایرانمان استوارتر گردد.




یکشنبه 17 خرداد1388 - 21:25 |

در رسانه ها

 
ستون « جادوی عدد »/ روزنامه قدس
ناگفته های روز / پارسی بلاگ
من در آفتاب!
من در ویکی پدیا!
گزارش جوان از حضور «روایت عشق» در نگارخانه رضوان/ ماهنامه جوان
من در پارسی یار!
من در کلوب!
حسی به وسعت شهروندان/ سایت شهربهشت
روايتي ديگر از ديدار دانشجويان مشهدي با رهبر ؛ خنده و گريه ، فرياد و سكوت / روزنامه قدس
بانک اطلاعات نشریات کشور
40دقیقه با «مهندس جوان»/ ماهنامه جوان
گروه اصلاح طلبان تحول خواه
تبار شناسی یک نسل خسته: شما جوانان روغن نباتی هستید!/ نشریه مکتوب
گزارشي از اختتاميه جشنواره تلخ و شيرين دانشجويي
جشنواره نشریات تجربی در مشهد برگزار شد
حضور رسانه ها در دومین همایش ملی پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه
کلوبلاگ
روزي که مردم درهاي دانشگاه را گشودند
وابستگي به سنتها، مهمترين شاخص خانواده ايراني / پرونده روزنامه قدس
عشق در تالار شيشه اي/ پرونده روزنامه قدس
پرتو / نشريه داخلي مركز رشد واحدهاي فناوري فرآورده هاي دارويي مشهد
 

آب و هوا

 
 

آمار سايت